خيلي سخته مي دونم اما
اين طور خيال كن كه يه روزي مردي زني را عاشقانه دوست داشته و خاطراتي باهم داشته اند و شادي هايي بسيار . يه روز بر حسب اتفاق يا تقدير يا ... رابطه شان بهم مي خوره مرد تصميم مي گيره ازدواج كنه يا از روي حرص و لج يا از روي نياز يا ...
ازدواج مي كنه و اينبار زن ديگري وارد زندگي اش مي شود كه مرد حس مي كنه مي تونه بهش تكيه كنه و باز هم عشق را تكرار و تجربه كند و لي اينبار به حد دوست داشتن و ماندن تا هميشه ولي با زني با روحياتي ديگر . زن قبلي را با هدايا خورسند مي كرد و احساس مي كرد هر چه گران تر باشد عشق هم پر رنگ تر و شايد همين آجرهاي كوچك فانتزي ديواري ساختند بينشان به حد ديوار چين . ولي زن دوم زن زندگي اش بود هم نفس و هم ديدگاهش . مال او بود و او مي دانست و مطمئن بود نفس گرمش كلام محبتش بارها و بسيار بيشتر از زيبايي مادي هدايا روح همسرش را نوازش مي كند . او در روز زايمان زن زندگي اش گيج بود و گم از حادثه اي كه رخ داده بود و در عرض دقيقه اي هويتش را تعويض كرده بود يه روزي مرد بو د و فقط مرد و امروز پدر شده بود و باري از مبهمي بر شانه هاي نحيفي كه زن مقتدر مي ديدشان . واژه ها برايش خنده دار بود و كور بود و لبانش آنچنان خشك بود كه لبخند برايش حتي زيبا نبود . سردرگم كنار همسرش آمد با خود گفت مي ستايمت كه اين همه قدرتمندي و در كنار هر دردي مي خندي اما ترسيد وقتي نگاهش به همسر رنگ پريد هاش افتاد ترسيد . تو نبايد مريض بشي تو نبايد از پا بيافتي . هوس كرد فرياد بزنه من تنهام من ترسيده ام و گم شده ام در وجود خودم و سردمه .
كم كم زن ياد گرفت كه هدايا در زندگي كم رنگ مي شوند و مهر پايدارتر . مهر زن خريدني نبود و حتي قابل معاوضه نبود و مرد زودتر از نام همسر اين را آموخت ديگه دوره دوست بازي اش و بچگي ها كم كم به دست فراموشي سپرده شد اما رو ز به روز كودك درونش آن زمان كه همسرش را نوازش مي كرد شكوفا تر مي شد.
دوست خوبم همسرت دوستت دارد يادت باشه تو دوست دخترش نيستي زن زندگي اش هستي تو خريدني نيستي او نيازي نداره با خريد هديه عشق تو رو امتحان كنه او تو رو داره و مي دونه اگر تو هرگز گلي به اوندهي به اين معني نيست كه روحت را از او دريغ كرده اي و اين را نيز براي خود مطمئن شود .
مهربان دست از قياس بردار و بگذار غنچه هاي زندگي اجازه شكوفايي داشته باشند . ديده اي وقتي غنچه اي قبل از شكفتن پرپر مي شود چه درد ناك است .
با همسرت قرار بگذار وقتي به لاك خودت فرو مي ري او بيشتر نوازشت كنه به شرط اينكه وقتي از اون حالت دراومدي جبران كني![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)