سلام

خداوندا !
قطره ای گل آلودم ، دور افتاده از دریای وجودت
دریایی شعله ور از عشق ، با وسعتی بی انتها
دریایی که ناپاکی را می سوزاند و زشتی را محو می سازد.
اقیانوسی که از قطره وجودم دریایی عظیم می سازد .
بارالها !
عمریست که در گرداب زندگی به خویش سرگردانم
و در مرداب تلخ گناه مفروق
سالهاست که فراز و فرودهای جویبار زندگی
سرم را به صخره های سخت اندوه می کوبد
اندوهی که قطره وجودم را درهم می شکند، اندوه دوری از تو.
پروردگارا ! ...
تمنای من جز آن راهی که مرا بسوی اقیانوس وجودت کشد
دگر هیچ نیست
مرا دریاب
.