سلام
حدود دو سال پیش از طرف یکی از دوستان برادر من هم بهش چنین پیشنهادی شد .براد رمن داشت کارشو میکرد و از کارشم راضی بود تا اینکه سر و کله این دوست قدیمی که چند سالی بو د ازش خبری نبود پیدا شد و شد دلسوز و غمخوار برادر من ! نشست زیر پاش که بیا بریم تهران پیش من توی همون شرکتی که خودم کار می کنم کار برات سراغ دارم به قول بعضیا " هلو " ! با درآمد عالی ، بیمه میشی فورا" ، جای زندگیت هم آماده و محیاست بعد اگع خوب بود زن و بچه ات هم بیار ! برادر من اولش طفره می رفت که من اینجا کار دارم و راضی هم هستم و مشکلی ندارم اما اون هی اصرار میکرد !جالب بود تو این زمونه ای که کاری اینچنین برای هر کسی گیر نمیاد ، اونوقت به اصرار بخوان کی رو ببرن سرکار ! من تا شنیدم فهمیدم که جریان چیه و بهش یادآوری کردم اما برادرم می گفت فلانی همچین آدمی نیست .......آخرش گفت خب یه روز میرم تهران ببینم جریان چیه اگه مشکلی بود مجبور نیستم که بر میگردم..رفت و برگشت و حرفای منو تایید کرد ........جالب این بود که یه شب که اونجا مونده بود تو همون جای آماده ! گفت یه روحانی هم تو جمع اون افراد بوده و اگه اشتباه نکنم با عمامه مشکی !یعنی اینکه لیشون سید بوده ....... و گفتت که اون روحانی کلی از حلال بودن کسب و کارشون گفته و نظرات اسلام در اون مورد !!!!!! این دیگه خییلی جالب بود.
حتما" شما هم میدونید که اون آدم خیلی راحت و بدون محدودیت میتونه لباش یه وحانی رو بپوشه و عمامه بذاره ما از کجا بدونیم اون واقعا" روحانی و یا مهمتر سید هم هست ؟ این جزء نقشه های اونا بوده برای مجاب کردن و آسوده کردن خیال کسانی که به حلال و حرام بودن این قضه توجه داشتن .و این میان کسانی که آگاهی ندارن و فقط با دیدن کسی که لباس پیغمبر ور پوشیده ، همه چی رو درست ارزیابی می کنن ، میافتن توی دام.
اما خدا رو شکر که برادر من توی دام نیفتاد و سریع برگشت دیگه همبا اون دوستش ارتباط داره .








علاقه مندی ها (Bookmarks)