سلام بر دوست عزیز و گرامی...
به تالار همدردی خوش آمدید.
دوست گرامی ما اصولا برای راهنمایی کردن باید شرایط قبلی و بعدی را در نظر گیریم..( البته برای راهنمایی دقیق)
بنابراین هنوز ما نمی دانیم شما چگونه با یکدیگر آشنا شدید؟؟؟
این اشنایی در چه محیطی بوده با چه شرایطی؟؟
ایا ایده ال ها و ملاک ها رعایت شده؟؟
حال ما سوال های بالا را در نظر نمی گیریم و فرض بر این است که رابطه شکل گرفته بسیار تابع اصول بوده است.بنابراین به اصل موضوع می پردازیم.
در این جا چند نکته اهمیت دارد:::
1>>جرقه آشنایی دوستی بوده است....
2>>زمان ازدواج بطور دقیق مشخص نشده بود...
3>>میزان ارتباط و آشنایی بسیار کم است(منظور اوقات اشنایی)
.................................................. ..........................................
در مورد گزینه یک(1) باید بگویم:: اصولا تمام اشنایی هایی که به صورت دوستی شکل می گیرد و در این راه هدفی به عنوان "ازدواج" دنبال می شود ....با احساسات شدید دو طرف همراه است که این احساسات نیز از ""انتخاب دوطرفه"" و حس ""مالکیت"" صورت می گیرد.
بنابراین تاکید اصلی دو طرف(دختر و پسر) بیشتر بر روی نحوی ادامه رابطه است تا "" کیفیت"" ادامه رابطه.
به صورتی که هر دو طرف فکر می کنند به هر قیمتی که شده است باید رابطه را ادامه داده و به اخر رسانند و در غیر این صورت ""عذاب وجدان"" انان را فرا می گیرد.
.............................
در مورد گزینه دوم (2)>>باید بگویم::: شما با توجه به توضیحاتی که دادید پیش فرض ها و شرایط و ملاک هایی را برای ازدواج یکدیگر تعیین ننمودید.... و تنها تکیه را بر """تلاش"" یکدیگر کرده اید که این خود ""انگیزه"" اصلی ادامه راه است ولی ""کافی"" نیست چون تلاش بیهوده مساویست با ""درجازدن"". که همین درجازدن یعنی ""یک نواخت"" بودن و یک نواخت بودن یعنی ""عدم انگیزه" لازم برای ""تلاش"".
شما باید در ابتدا حداقل شرایط را رعایت می کردید....بر فرض شرط باید این بود که مثلا:: آقا یک کار ثابت داشته باشند و حتما باید زمان رسیدن به این کار مشخص می شد... یعنی می فرمودید تا یک سال دیگر باید شرایط و کار محیا باشد وگرنه....رابطه ما صحیح نیست.
همچنین آقا هم باید برای شما شروطی می گذاشتند....
چرا تاکید بر شروط است؟؟ زیرا رسیدن و دست یابی به یکی از شرط ها(مثلا::کار..یا فارغ التحصلی) یعنی اولین جرقه برای ادامه رابطه و بر عهده گرفتن مسئولیت و متقابلا افزایش انگیزه.
........................................
در مورد گزینه سوم(3) >>باید بگویم::با توجه به توضیحاتی که فرمودید...مشخص است میزان دیدار شما اندک بوده و معطوف به زمان و مکان خاص.....که این خود برای اشنایی و شناخت کافی نیست....چرا؟؟
زیرا وقتی شما یکدیگر را به صورت اندک و با فاصله زمانی زیاد می بینید... مشخص است که هر یک از شما آن رفتار خوب و ایده ال را در لحظه دیدار نشان خواهد داد.
نکته دوم اینکه....دوری و نزدیکی افراد بهم...به هیچ عنوان نمی توان نشانه فروکش شدن علاقه و هیجان و یا افزایش هر دوی آن باشد.
چون کسی که دیگری را دوست دارد....دقت کنید منظورم دوست داشتن است نه عشق!!!... با دوری او پریشان نخواهد شد و زمام امور از دستش خارج نمی شود.
........................................
اما بعد از توضیحات بالا.........باید برویم سر اصلی ترین موضوع و نکته بحث... یعنی مدیریت رابطه و نقش هر دو شما در آن.:::
دوست گرامی در این لحظات تنها اقدام صحیح......آرام بودن و صبوریست.
به صورتی که >>شما و آن آقا باید مهارت لازم را برای ادامه رابطه و کیفیت ان داشته باشید.
این مهارت چگونه بدست می آید::::
>>>طوری که>>>> شما هر دو باید به یک نقطه توافق در بیان دیدگاه ها و مشکلات برسید یعنی حتی برای دعوا کردن و مشاجره باید از قبل برنامه ریزی داشته باشید و اهداف را بیان کنید.
مثلا::::همسر اینده شما همینک تماسی می گیرد و بعد از احوال پرسی می رود سر مسائل حاشیه ای و نمی توان علاقه خود را نشان دهد......حال وظیفه شما چیست؟؟
ابتدا درک او و موقعیت....یعنی عدم گلایه و قور زدن...و سخن گفتن با لحنی خوشایند
دوم:::بیان مشکلات و عقیده با لحنی مودبانه
مثال::>اگر ار رفتار و نوع لحن ان ناراحت هستید.......بگویید::"" عزیزم می خواستم موضوعی را با شما مطرح کنم اگر اجاطه فرمایید...سپس با اشاره به نکات مثبت او...می روید سر نکات منفی...بر فرض خشمگینانه حرف می زند....بگویید عزیزم یادت هست ان موقع که با من با لحنی زیبا و خوب سخن می گفتی....(.حتما او خواهدگفت ""بله"").... ان وقت بگوید:: انقدر از گفته تو خوشحال شدم که می خواستم پرواز کنم....نمی دانی چقدر خوشگل حرف می زنی.
.....................
می بینید:::ما در مثال بالا دو مهارت آموختیم>>>یکی صبر و درک موقعیت و دیگری تکیه بر نکات مثبت همسر و انگیزه دادن و تقویت نکات مثبت او به صورت غیر مستقیم.
..................
ولی نباید یک نکته را هم فراموش کرد....که معمولا آقایان در مقابله با مشکلات... چند صباحی ""جدی"" می شوند و این طبیعیست.... اما شما می توان با زیرکی خاص او را به قول معروف "اهل دل"" کنید.
بازهم اگر سو.الی بود بفرمایید تا دوستان پاسخگو باشند








علاقه مندی ها (Bookmarks)