نقل قول نوشته اصلی توسط sogand66
نقل قول نوشته اصلی توسط kamran2007

می‌خوام بدونم تاریخچهٔ جنسی‌ همسر آیندتون چقدر براتون مهمه...
منظورم ارتباط عاطفی و جنسی‌ با دختر یا پسر پیش از ازدواج هست...
یعنی‌ می‌خوام بدونم برا خانوما چقدر مهمه همسرشون پیش از ازدواج با کسی‌ نباشه یا اگه بوده ارتباط جنسی‌ نداشته باشه...
آیا مثلا در مورد خانوما، اگر متوجه بشن خاستگارشون پیش از ازدواج با چند تا دختر دوست بوده براشون مهمه؟
یا کمی‌ جدی تر اگه پیش از ازدواج سکس داشته این براشون مهمه؟
تاریخچه جنسی همسر از اهمیت ویژه برخوردار هست .
ممکنه هر فردی قبل از ازدواج درگیر یک ارتباط عاطفی شود اما کنترل این ارتباط برای من مهم هست .
به فرض اگر با شخصی آشنا شوم که قبل از ازدواج ارتباط عاطفی داشته در صورتی که معیارهای قابل قبول از دیدگاه مرا دارا باشد چند مطلب حائز اهمیت است :
1- صادقانه این موضوع را عنوان کند .
2-و آیا ارتباط عاطفی حد و مرزی داشته ؟به چه دلیل خاتمه یاقته؟
اما در رابطه با ارتباط جنسی قبل ازداج کاملا مخالفم حتی اگر تمامی معیارهای مورد نظرم را دارا باشد .و به سادگی چشم پوشی نمی کنم چون معتقدم تاثیر این حدود از ارتباطات در زندگی مشترک انکار ناپذیر هست.

نکته بسیار مهم در تمامی مسائل خصوصا ازدواج توکل به خداوند هست بدون ذره ای شک .
سلام

شما اشاره نکردین اگر بد از ازدواج متوجه بشین برخوردتون چگونه خواهد بود؟

نقل قول نوشته اصلی توسط rsrs1380
سلام:

سلام به دوستان تالار همدردی:
مثلا چند وقته رفتم مرخصی ولی این مطلب و یک مطلب دیگه که خیلی جذبم کرد را ذخیره کرده بودم و امروز خوندم و دوست دارم حداقل این مبحث را ادامه بدیم...
دوستان نظرات جالب مطرح کردند ...کاش نقاب..کیوان....آنی...فرشته مهربان...baby ....و به خصوص مدیر همدردی هم در این بحث شرکت می کردند....من که در مرخصیم این تاپیک رو حتما دنبال می کنم چون برای من هم بسیار در زندگی مهم هست و اکنون............

من از دوستان دیگه هم از طرف کامران دعوت می کنم حتما نظر واقعیشونو بگن....

خب برادر گرامی ..گویا شما هنوز درگیر ارتباطات قبل از ازدواج هستید..اگر این تاپیک را شما حدود 2 ماه قبل ایجاد می کردید جواب من یک چیز بود:
اصلا و ابدا....
یعنی چه؟
ارتباط پیش از ازدواج از نظر من چه روحی و چه جنسی 100 درصد غلط است و من نه برای خودم می پذیرم نه برای همسرم...
ولی در طی این مدت متوجه چیزهای متفاوتی شدم که بیشتر با حقیقت زندگی ما انسان ها همخوانی داشت و من فکر می کردم چون من پاک هستم همه ذنیا پاک هستند و هرکس که طرف من می آید هم پاک است ولی به مرور زمان متوجه شدم که حتی اگر من پاک باشم هیچ التزامی ندارد که کسی هم که به سمت من می اید نیز پاک باشد....
واین کاملا مثال معروف ازدواج مثل یک هندوانه در بسته است که بازش می کنی یا سرخ سرخ است یا سفید سفید.....

بهتر باز تر بیان کنم....
من تا حدود مدت زمان زیادی با توجه به شغلم که می دانید در شغل ما ارتباطات خیلی راحت تر از باقی است ولی من دست از پا خطا نکردم..
خوب به یاد دارم که من حتی زمانی که با فردی که قبلا در زندگیم بود نشان کرده بودم حتی ایشان یک بار نتوانست دست به دست من بزندوو
نه نه
اشتباه نکن دوست من ..من نه مذهبی هستم نه خانواده بسته ای دارم که ممانعت کنند اتفاقا شدیدا خانواده بازی دارم و از این نظر راحت هستند....ولی من همیشه پالاسی در خانواده داشتم و از آن تعدی نکردم....پدرم همیشه می گفت شما برای هر کاری آزادید ولی کاری که در شان شخصیت خانوادگی ما و حجب و حیا دخترانه شما باشد و من به شما خوب و بد را نشان دادم و این شما هستید که باید حتی اگر تا اوج هم تحریک می شوید تشخیص بدید چه کاری درست و چه کاری غلط است و مرد مردانه به پای عواقب ان بایستید...
پس من این پالاسی را داشته و هنوز دارم...هیچ زمانی ان را از دست ندادم تا..........
در زمانی که نشان کرده بودم و بعد او را از دست دادم فهمیدم که یک مورد در آقایون بسیار اهمیت دارد و آن پاسخ به نیازهای جنسی انان است....
من هیچ شناختی از انان و نیازهایشان نداشتم...فکر می کردم حالا که من درک می کنم و کنترل پس ان ها هم باید این چنین باشند....ولی دیدم این چنین نیستند....
من گذشته یکدست و صافی داشتم..تکرار رفت و آمد و درس و هیچ گاه کسی در زندگیم نبود مگر با قصد ازدواج با اجازه خانواده.....
کم کم در طی این مدت تحقیقاتی و مطالعاتی کردم از این نیاز و کششی که بین دو فرد ایجاد می کند....
و اینکه ندیده گرفتن آن موجی از دست دادن کسانی می شود که دوستشان داریم بدون هیچ دلیل خاصی....
و اما سوال شما:
من نیز چون سراسر زندگیم از عقل استفاده کردم و در زندگی من چیزی به نام احساس نقش نداشته نمی توانستم این احساس ها را بپذیرم...ولی امروز خوب می دانم که اقایون هم زیاد هستند که این احساس ها را کنترل می کنند ولی ایا این دلیل پاکی یک فرد است؟

یعنی اگر دختر یا پسری گفت من سکس نکرده ام پاک است؟
ایا کسی می تواند ادعا کند که به این جنبه هیچ گاه فکر نکرده است....
من ادعاا می کنم که من هیچ زمان فکر نکردم..هیچ زمان.. ...من تا چند مدت قبل هیچ تفکری نداشتم در این رابطه ولی امروز می دانم که این قسمت بسیار مهم است و من نیز باید به آن دقت می کردم....و همین عامل شکست های اخیرم است..
ما باید بدانیم اقایون با خانمها تفاوت دارند و تحریکات بدنی آنان بسیار از ما شدید تر است....
من نیز نمی پذیرم که همسرم در گذشته به قصد سکس یعنی تنها برطرف کردن نیاز جنسی رابطه برقرار کند..اصلا نمی پذیرم و اگر بدانم فورا رابطه را قطع می کنم با همه علاقه ام به خصوص اگر با نامحرم بوده باشد.....یعنی واژه دوست دختر....و حتی اگر دروغ بگوید که بدتر..چون این شرط اول و اخر من است...یعنی آنقدر که صداقت او برایم مهم است سکس او مهم نیست....
این در پیش از ازدواج ..سکس واقعی با نامحرم حتی در حد بغل و بوسه برای من از حرام هم حرام تر است!!!!!
و من از چنین مرد و زنی متنفرم!!!!
ولی نظر دیگری.....که شاید ما به ان دقت نکرده باشیم و من تازه با ان برخورد داشتم..سکس با محرمیتی است که ازدواج رخ نداده است:
یعنی چه؟؟
گاهی فرد به فردی علاقه مند می شود و آن را دوست دارد و هر دو طرف دیدگاه ازدواج با هم را دارند..باز انقدر پایبندند که برای ممانعت از حرام بودم به هم محرم می شوند آن هم در حد بغل و ....
و اینان چون از نظر من قصدشان ازدواج بوده و تنها برای کنترل شدید احساس خود این کار را کرده اند از نظر من موردی نداشته چون بعد به هم خورده است و اینان نمی دانستند که این ازدواج رخ نمی دهد...ولی جلوتر از این رفتن از نظر من دختر باید کنترل کننده باشد و جلو نرود....چون اگر به هر دلیلی این ازدواج رخ ندهد بار گرانی از لحاظ روحی..شخصیتی..مذهبی...جسمی بر هردو طرف می ماند...حالا می گیریم رخ داده است....ولی فرد بعد مدتی با فرد دیگری آشنا می شود....نمی دانم اقایون چه انتظاری از دختر با سکس دارند ولی من انتظار دارم دروغ نگوید..همه خانم ها درک می کنند...مردشان به قصد ازدواج با خانمی بوده و محرمیت خوانده و سکس خفیفی هم داشته ولی با صداقت همه چیز را می گوید این اصلا بد نیست شاید اگر خود ما هم بودیم از بقیه انتظار بخشش داشتیم...کافی است او را درک کنیم و او خداییش با صداقت بگوید همه چیز را ....من می بخشیدم...و آن فرد را فراموش کرده باشد نه هر بار که با او هستید بگوید فلانی این کار را می کرد تو هم بکن....
این الفاظ برای یک خانم سم است....و اینکه فکر کند مردش طرف قبلی را فراموش نکرده است...عین یک خار در قلب خانم فرو می رود..باید با صداقت بگوید و ان صحنه ها را تا همیشه فراموش کند وگرنه این عین خیانت است....

و اما مورد اخر بعد از ازدواج....
خدا کند رخ ندهد و من امروز نمی توانم راجع به فردا نظر دهم....
نمی دانم چه فکر می کنم ولی می دانم برخورد اولیه خوبی ندارم....
ولی ما انسان ها ناچار از پذیرشیم ....و این حقیقت تلخیست..اقایان راحت می گویند من نمی خواهم این دختر را..ولی خانم ها نمی توانند این را بگویند....این حقیقتی است....و ناچار به پذیرش هستند....من این جمله را بارها شنیدم اگر می گفتم تو را برای همیشه از دست می دادم...بله این صحیح است ولی گفتنش آن هم به موقع هزاران بار بهتر از نگفتنش است....باور کنید..
من هم اگر بعد ازدواج در همچین موقعیتی بودم اگر با صداقت بگوید و نیت قلبی را بگوید و بدانم او را فراموش کرده و پشیمان است...و مرا دوست دارد می گذرم و هرگز به یاد نمی اورم و سعی می کنم آنقدر تامینش کنم تا هیچ گاه حتی فکر گذشته هم نکند..

ببخشید خیلی حرف زدم!!!!
1 هفته مرخصی بودم همه انرژی ام را در این ارسال گذاشتم..
من منتظر نظر تمام دوستان در ادامه هستم...
شاید من هم جاهای خطا را تغییر دهم....
دوستان هستند کسانی که قلب پاک دارند و نیت پاکشان همه وجود آدم را تسخیر می کند تنها اگر صداقت پیشه کنیم.....



ممنون از پاسخ کاملتون

در مورد سکس با محرمیت باهاتون موافقم،

این اتفاق برای یکی‌ از دوستان نزدیک من افتاد...

عقد کردن، اما بد بهم خورد، سکسه کامل هم نداشتن فقط در حد هم آغوشی بود...

اما این معنیش این نیست که طرف آدم هرزه‌ای بوده...[align=center]

نقل قول نوشته اصلی توسط گل مریم
منم کاملا با نظرات فیلوسارای عزیز موافقم
اگر صادقانه همه چیزو بهم بگه ،من مشکلی نخواهم داشت ولی اگر بعد از ازدواج بفهمم ،اگر دلیلش به خاطر ترس بوده باشه و واقعاتوبه کرده باشه و نسبت به من کاملا وفادار بوده باشه ،هیچ مشکلی نداره حتی نسبت بهش احساسم عمیقتر میشه ،ولی اگه همچنان در بند کارای قبل از اشناییمون باشه نه !
یک لحظه هم تحملش نمی کنم
البته من سکس کامل قبل از ازدواج رو اصلا قابل توجیه نمی دونم و این بحثش جدا از اون چیزایی بود که گفتم
سلام

معذرت می‌خوام که این حرفو میزنم...

اما به نظر من، هم آغوشی بدون سکسه کامل همیشه معنیش این نیست که طرف کاملشو نخواسته داشته باشه..

شاید معنیش این باشه که طرف ترسیده که کاملشو داشته باشه...

ببخشید که یه مقدار رک گفتم