به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Threaded View

  1. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 مرداد 89 [ 13:20]
    تاریخ عضویت
    1386-12-16
    نوشته ها
    72
    امتیاز
    4,608
    سطح
    43
    Points: 4,608, Level: 43
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 142
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    35

    تشکرشده 41 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از همسرم دلچرکین و از خیانتش می ترسم چیکار کنم؟

    با سلام خدمت همه دوستان خوبم
    لازمه قبل از هر چیز از همه دوستای خوبم که پاسخ منو دادند تشکر کنم
    جناب کیوان : حس تنوع و تعدد طلبی مردان رو کاملا قبول دارم کم اینکه من مدتها از این عادت بد همسرم زجر می کشیدم اینکه دائم از همسر دیگه و ازدواج موقت صحبت میکرد دلیلش هم جو حاکمی بود که توی ادارشون با همکاران داشت بیشتر بحث اونها حول همسر دوم و تعدد بود و همین باعث میشد که به محض ورود به منزل من رو با حرفهایی از این قسم آزار بده اما از حدود 6 ماه پیش میتونم بگم دیگه این حرفها وجود نداره فقط یه بار از من پرسید که این حرفای من آزارت میده؟ گفتم من بارها گفتم و خودت گوش نمیدادی که من از این حرفا ت زجر میکشم و از آزاری که می بینم حلالت نمیکنم از همون موقع شد که میتونم بگم صحبتی دیگه تو این موارد صورت نگرفت و به ندرت اون هم خیلی کوتاه در حد یه شوخی اتفاق می افتاد
    اینکه گفته بودید شاید کم کاستی در من وجود داشته باشد و اونو باید در خودم جستجو کنم باید بگم هیچ انسانی بدون عیب و کم و کاستی نیست اما در ارتباط با امور زناشویی و رسیدگی به همسرم باید بگم تا اونجایی که درتوانم بود انجام داد البته نمیتونم بگم هر روز به خودم رسیدم اما زنی هم نیستم که طوری بگردم که شوهرم خوشش نیاد
    چون شاغل هستم و بعد از ساعت کاری وظایف کارها ی منزل و رسیدگی به فرزندم هم هست
    با همه این صحبتها سعی میکنم بیشتر به خودم و خواسته های اون برسم و پلیس بازی هم در کار نباشه
    ممنون از پاسختون

    اتنا عزیز: همه رفتارهای همسرم باعث حساسیت های من شده اگه یه مرد طوری رفتار کنه که همسرش رو حساس نکنه آیا رفتارهای حساس یک زن چیزی جز جنبه بیمارگونه میتونه داشته باشه؟ اشتباه بزرگ شوهر من این بود که در مورد گذشته خودش و ارتباطهاش زیاد حرف زد با اینکه میدید رفتارا و زبانا من تمایلی برای شنیدن ندارم از طرفی اون میتونست همه اون ارتباطها رو بدون اطلاع من تمامشون کنه و بعدا هم هرگز این اجازه رو نده که با رفتارهای اشتباهش باعث حساسیت بیشتر من بشه
    به نظر شما درسته که یه مرد بشینه برای همسرش از کیفیت خواستگاری رفتن هاش و دخترهایی که دیده و تا مرز نامزدی هم کشیده شده حرف بزنه؟؟؟ یا از دخترهایی حرف بزنه که بهش گیر میدادن؟
    فقط با این دلیل بی منطق که زن و شوهر اول باید دوست باشن بعد همسر
    از پاسختون ممنون


    دانه عزیز: باید به خاطر داشتن حافظه قویت بهت تبریک بگم....بله شوهر من خیلی چیزها رو روراست بهم میگه...اما گاهی این روراستی باعث دردسر هردومون میشه...دوست عزیز من هم گذشته ای داشتم و قبل از انتخاب همسرم تجربه هایی داشتم اما آیا باید همه اونها رو به خاطر صداقت و روراستیم برای همسرم تعریف کنم؟؟؟
    من همین بحث رو با شوهرم کردم...بهش گفتم آیا اگه من الان بشینم و برای تو تعریف کنم که با فلان پسر قبل از ازدواج ارتباط داشتم و این ارتباط هم فقط جنبه کمک داشته (طبق گفته های خودش) آیا تحمل شنیدنش رو داری؟؟؟
    آیا میتونی اینو درک کنی که من قبل از تو تجربه های مختلفی داشتم تا نهایتا به ازدواج با تو ختم شده
    با صراحت گفت که نه چنین تحملی نداره
    پس چطور من که یک زن هستم باید تحمل کنم؟؟؟
    دانه عزیز من درباره این موضوع زیاد با شوهرم بحث داشتم و نتیجه این بحثها به این ختم شد که اقرار کرد که اشتباه کرده که همه چیز رو با من در میون گذاشته چون جنس همه زنها مثل همه
    اما چیزی که برای من موند یه نقطه سیاه روی قلبم بود اینکه همیشه این احساس هست که اون به من وفادار نبوده
    شوهر من سه اشتباه کرد:
    1- بیان تجربه ها و ارتباطات گذشته اش با دخترها چه خواستگاری و چه دوستی
    2- ادامه دادن ارتباط با دخترهای متعدد بعد از ازدواج
    3- لغزیدن مجدد بعد از اتمام همه اون ارتباط ها
    همه اینها به بی اعتماد شدن من نسبت به اون دامن زد و قبول کنید که پاک کردن این خاطرات و اعتماد مجدد به اون خیلی سخته
    از پاسخ تون ممنون

    نگار علیزاده عزیز: شوهر من برخلاف شوهر شما میتونم بگم حساسه...به آرایش کردنم...به نگاه مردها توی خیابون...و تا حدودی هم به صحبتهام در مورد مردای دیگه(مثلا همکارهام)
    شوهر من همکار خانم زیاد داره و خوب صمیمیت همکاری هم هست یکی ار همکارای خانمش به همسرم خیلی میرسه مثلا بی خبر وقتی توی اتاقش نیست واسش خوراکی میاره و شوهرم هم مواقعی که گرسنه باشه سراغش میره و خلاصه این رابطه دوستانه هست
    اما یک بار من هم خواستم چیزی برای خوردن ببرم اداره به همسرم گفتم زیاد می برم که به همکارم که مرد هستش هم تعارف کنم به شدت واکنش نشون داد و گفت که چنین حقی نداری
    میتونم بگم جرات ندارم از همکار مردی صحبت کنم و اگه همه پیش بیاد یا اخم میکنه و یا اصلا عکس العمل نشون نمیده
    یه بار بر حسب بی تجربگی بهش گفتم که تاکسی سوار شدم و کنارم مردی نشست که اصلا رعایت نمیکرد و یه جورایی مزاحمم بود چنان سیلی محکمی خوردم که همون سیلی بهم فهموند که نباید چنین چیزایی رو بگم
    همون موقع هم گفتم من فکر کردم ما با هم اول دوستیم بعد زن و شوهر
    حالا با همه این تفاسیر آیا این حق من بوده و هست که اینقدر زجر بکشم
    پس مصداق این حدیثی که میگه هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و هر آنچه که برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند
    از پاسختون ممنون

    دوستان من همسر من در کل مرد متدینیه اون خیلی به امور مذهبی اهمیت میده و همیشه سر نماز گریه میکنه و از خدا میخواد که از شر شیطان در امان باشه
    همیشه اقرار میکنه که گناهان زیادی کرده و میکنه و از این لحاظ عذاب وجدان داره
    در ضمن طی یه اتفاقی به شدت نگاهش رو کنترل میکنه و من اینو به خوبی احساس میکنم
    در فکر این هستم که هدیه ای براش بگیرم به مناسبت احرام چشمانش
    اما چیزی که من رو آزار میده اون خاطرات تلخ هستش و اینکه هنوز نتونستم به طور کامل بهش اعتماد کنم
    و ترس خیانتی دوباره آزارم میده
    اون خیلی راحت میلغزه و من اینو به راحتی احساس میکنم
    خودش چند روز پیش میگفت که موقعی که از سالن فوتبال می اومده دختری با وضع زننده دم خیابون واسش اشاره کرده که نگه داره با اینکه ماشین ما اصلا به تاکسی یا ماشینی که بشه مسافر سوار کرد نمیخوره
    شوهرم میگفت که من رد شدم اما بعد یه چیزی درونم میگفت خوب نگه میداشتی و سوارش میکردی اما بعد به خودم نهیب زدم که گمشو و دیگه بهش فکر نکردم
    این حرفها و این فکر ها من رو به هم میریزه
    کاش میشد این حس رو به طرف مقابل فهموند

    از همه شما دوستان ممنونم و ممنون میشم اگه باز هم راهنمایی دارید منو بی نصیب نذارید

  2. کاربر روبرو از پست مفید همسفر تشکرکرده است .

    همسفر (سه شنبه 27 مرداد 88)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.