
نوشته اصلی توسط
ff_noshi
با سلام
از لطف دوستان به من كمال تشكر را دارم
حالا كه حدسم در ست است بهتر ميدانم ابتدا نكاتي را عرض كنم و بعد آنچه كه مايلم به عنوان يك طرز فكر هميشگي در اختيار شما قرار دهم را برايتان تشريح كنم.
ببينيد دوست عزيز متاسفانه در سالهاي اخير در كشور ما تفكراتي غالب شده كه هيچ مباني علمي يا عملي ندارد. علت اين موضوع را دقيقا نميدانم ولي فكر ميكنم جوان بودن جمعيت كشور ما و در نتيجه رقابت بين آنها ميتواند يكي از دلايلش باشد.
ببينيد دوست من براي ازدواج دو طرف بايد با هم سنخيتهايي داشته باشند مثلا از نظر سن، وضع مادي، سطح فكر،افق آينده و ..... ولي اين موضوع اولا خيلي كلي است و لزوما در مورد همه صادق نيست ثانيا معمولا در كشور ما برداشت درستي از اين موضوع وجود ندارد و سنخيت را به معناي يك برابري از نوع مطلق آن حساب ميكنند.
يكي از اين موارد ،موضوع هم سنخ بودن سطح فكرهاست كه متاسفانه در كشور ما يكسان بودن سطح تحصيلات را به عنوان هم سنخ بودن سطح فكرها در نظر ميگيرند در حالي كه شما در هيچيك از متون تخصصي مشاوره خانواده چنين اصلي را نميبينيد . اكثر دختران و پسران كشور ما فكر مي كنند كه حتما بايد با كسي ازدواج كنند كه تحصيلاتش مثل آنها باشد در حالي كه از اين موضوع غافلند كه دانستن علم فيزيك يا شيمي يا هوا فضا و .... هيچ تاثير معني داري بر روي روابط زوجين نخواهد گذاشت بلكه انچه واقعا مهم است داشتن افق هاي فكري همسو، داشتن انتظارات مشابه از زندگي مشترك، داشتن اصول و زيربناي فكري يكسان و مهارتهاي لازم در مورد ازدواج، زندگي مشترك و تربيت فرزندان است. وجود چنين تفكري در بين نسل جوان ما باعث شده كه بسياري از افراد فرصتهاي مناسب ازدواج را صرفا به خاطر نبود تحصيلات دانشگاهي در طرف مقابل از دست بدهند . لذا من به شما بابت داشتن شهامت چنين انتخابي تبريك مي گويم و اينكه شما در مقطعي از زندگي توانستيد انتخاب خود را جدا از سطحي نگري هاي موجود در جامعه انجام دهيد ميتواند نقطه اميدي باشد مبني بر اينكه شما قادريد در ساير مسائل زندگي هم جدا از سطحي نگريهاي معمول، تصميم مناسبي را اتخاذ نماييد. با توجه به اين نقطه اميد ، از شما انتظار دارم تا بتوانيد شوهر خود را به عنوان فردي داراي كرامت انساني بپذيريد تا ايشان بتوانند اعتماد به نفس از دست رفته خود را ( كه متاسفانه شما نا خواسته و به تدريج آن را از ايشان گرفتيد) دوباره بدست آورند و بتوانند به عنوان همسر شما و در كنار شما و با حمايتهاي عاطفي شما ( نه دخالتها) پلههاي رشد و ترقي را طي كنند.
كاري كه شما مي بايست انجام دهيد پذيرش بدون قيد و شرط همسرتان است. ايشان از رئيس بازي ها و مامان بازيهاي شما خسته شده و ميخواهد تا به او به عنوان يك فرد عاقل و صاحب درك اعتماد كنيد و در شرايط كنوني به جاي تخريب ايشان و مضطرب كردن ايشان، وي را حمايت كنيد. دوست من شما علي رغم داشتن تحصيلات اكادميك متاسفانه با مهارتهاي زندگي آشنايي اندكي داريد و يمبايست بر روي اين مهارتها بيشتر كار كنيد.
در ادامه اگر فرصت كنم آنچه را كه مي خواستم به عنوان يك طرز فكر به شما ارائه كنم، برايتان مينويسم
علاقه مندی ها (Bookmarks)