سلام دیگر...و سپاس از دوست خوبم bruss lee.
از آنجا که شما فرمودید بعد از معلوم شدن قضیه ....مسائل را توضیح خواهید داد ...ما هم فعلا دست نگه می داریم و هماگان منتظر توضیحات شما دوست گرامی هستیم.
بنده در مورد اختلاف سنی.....بحث ها دارم
تشکرشده 4,460 در 1,179 پست
سلام دیگر...و سپاس از دوست خوبم bruss lee.
از آنجا که شما فرمودید بعد از معلوم شدن قضیه ....مسائل را توضیح خواهید داد ...ما هم فعلا دست نگه می داریم و هماگان منتظر توضیحات شما دوست گرامی هستیم.
بنده در مورد اختلاف سنی.....بحث ها دارم
حسین پور (یکشنبه 18 مرداد 88)
تشکرشده 16 در 6 پست
درود بر شما همدردان عزيزنوشته اصلی توسط نقاب
نقاب عزيز ممنونم از شما كه پيگير هستيد،
راستش اون قضيه منتفي شد،
قصد داشتم برم پيش مشاور و مساله رو با ايشان در ميان بگذارم و ايشان نيز با خانوادهي بنده موضوع را مطرح كنند،
اما ديدم اينجوري فقط صورت مساله رو پاك ميكنم،موقعي ميتونم ادعا كنم كه خودم بتونم با شهامت مساله رو درميان بگذارم،
بگذريم،
در واقع ميشه گفت هنوز مردد هستم،حرفهاي نقاب تاثيرگذاري بسياري بر من داشت،
نميدونم چرا آدمها حرف هم سن و سالهاشون رو راحتتر قبول ميكنن تا حرف بزرگترها رو،
حمل بر بي ادبي نشهها،حرف همهي شما حكم فرمان رو براي بنده داره،اما اگر توجه كنيد در اجتماع نيز تاثيرپذيري افراد از گروه سني خودشان بيشتر است تا از بقيه قشر سني
راستش وقتي پدر پيرم را ميبينم كه صبح زود از خانه بيرون ميزند تا بتواند خرج خانواده را در بياورد اندكي مضطرب و نگران ميشوم،
نگران نه از ترس كار و تلاشا،اشتباه نشه يك وقت،به لطف خدا از كار و تلاش ترسي ندارم،
درسته كه نترسيدن از كار شرط لازم براي كار كردن است،اما شرط كافي نيست!
چون ممكن است بنده جرات كار و تلاش را داشته باشم اما توانايي آنرا نداشته باشم،
من هم از اين مضطربم كه شايد جنم و توانايي پدرم را نداشته باشم،
البته در سنين بالاتر اين مساله مرتفع خواهد شد زيرا با اتمام تحصيل ميتوان شغلهاي با حقوق مناسب پيدا كرد،
كه باز ميرسيم به حرف نقاب عزيز كه ميگفتند "با توجه به توضیحاتی که دادی و شرایطی که داری بنده به هیچ عنوان ""ازدواج"" را حداقل تا اتمام درس دانشگاه توصیه نمی کنم....."
چه زيبا اشاره كردي!معلومه سنجيده شخن گفتي،
چند سوال ميپرسم كه فقط جنبهي اطلاعات عمومي داره در بحث با دوستان دنياي واقعي ممنون ميشم راهنماييم كنيد،
1.اومديم فردي تا آخر عمر نتوانست عرضهي به عهده گرفتن مسئوليت رو پيدا كند،آيا اين فرد محكوم به تجرد است؟
2.در همين سايت مطالب و پستهايي رو خوندم مبتني بر اينكه ازدوج نبايد صرفا به خاطر برطرف كردن نياز جنسي باشه و يا مثلا براي فراموش كردن نفر قبلي،
تمام اين حرفها درست،ولي ميشه بگيد پس هدف از ازدواج چيست؟
آيا هدف از ازدواج چيزي جز رسيدن به آرامش و كمال است؟
آيا به جز داشتن مونس و همدمي رسيدن به اين آرامش و كمال امكان پذير است؟
از اونجايي كه مطالب اين سايت بسيار زياد است و دسترسي بنده به اينترنت محدود،از دوستان تقاضا دارم اگر مقاله يا مطلبي در سايت در رابطه با سوال شماره 2 هست لطفا لينكش را به بنده معرفي كنيد يا در همين تاپيك قرار دهيد تا بتوانم به سوالي كه برايم ايجاد شده است پاسخ دهم،
البته همونطور كه عرض كردم اين سوالها بيشتر به منظور بالا بردن دليل و منطق در بحثها است،
ديجيتال و كنجكاو،من مجدد از شما به خاطر لينكهايي كه معرفي كرديد متشكرم فكر نكنيد بدون سر زدن ازشون گذر كردما،به خاطر مشغله هنوز نتونستم در اين كلاسي كه لينكش رو گذاشتيد شركت كنم:D و اون مقالهها رو كامل بخونم ولي دراولين فرصت مطالعه خواهم كرد و همچنين استفاده،
اما ياد پست شماره 5 دوست عزيز،كنجكاو،افتادم،
به نقل قول از يكي از اقوام،فردي مغازه داشت (اين فرد مجرد بود)،مغازه بسيار لوكس و شيك بود با اجناس بسيار مرغوب بر فرض مثال لباس مردانه،
چند قدم اونورتر فرد ديگري نيز مغازهي لباس فروشي مردانه داشت (اين فرد متاهل بود)؛اما مغازهاش بسيار ساده بود و از نظر مكاني در اون پاساژ موقعيت مغازهي پسر مجرد رو نداشت،
پسر مجرد ميبينه اين بنده خدا خيلي فروشش بيشتر از خودش شده،قيمت اجناسش رو مياره پايين،ولي باز ميبينه اين يكي روزيش بيشتره،ويترينش رو تغيير ميده باز ميبينه فروش اون فرد از فروش خودش بيشتره،
آخر سر با توپ پر ميره سر وقت طرف ميگه من خيلي وضعيت و كيفيت اجناسم از تو بهتره،همچنين اجناسمم ارزونتره،چيكار ميكنه كه از هر 10 تا مشتري 7 تاش از تو خريد ميكنن؟
طرف ميگه من زن دارم بچهام نيز به دنيا اومده دارم خرج اونها رو در ميارم،الله اكبر!قربون قدرت خدا برم،چقدر بزرگه،قديميها راست ميگفتن هر آنكس كه دندان دهد نان دهد،
درود بر تو كنجكاو،به بزرگي خود خدا قسم كه اميدم به جز خودش به هيچ كسي نيست ولي با اين حرفت اميد بينهايت من رو به خدا نسبت به قبل چندين برابر بيشتر از بينهايت كردي،
ببخشيد خيلي انگار زياد شده،الان صداي سايت بغلي در مياد از بس من سر و صدا كردم
نقاب بنده منتظر نظرات شما راجع به اختلاف سني هستم،
يادم بندازيد بعدا يه جريان ديگه رو براتون تعريف كنم حتما يادم بندازيد اون هم راجع به يه جوونه كه وقتي حرف ازدواج پيش اومده انگيزش در زندگي چندين برابر شده.
تا درودي ديگر،بدرود![]()
Bruss Lee (شنبه 17 مرداد 88)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)