زمین و اسمان و عرش و کسری از قرار افتا د
چو تیر کین نشان زد قلب و عین الله اکرم را
بلی پشت حسین از مرگ عباس علی خم شد
شهنشه دید اخر همچو شب ان روز ماتم را
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
زمین و اسمان و عرش و کسری از قرار افتا د
چو تیر کین نشان زد قلب و عین الله اکرم را
بلی پشت حسین از مرگ عباس علی خم شد
شهنشه دید اخر همچو شب ان روز ماتم را
محمدابراهیمی (سه شنبه 07 مهر 88)
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
ماه بالای سر ابا دی است
اهل ابادی در خواب است
باغ همسایه چراغش روشن
من چراغم خاموش
با مدادی که تفاوت نکند لیل و نهار
خوش بوددامن صحرا و تماشای بهار
صوفی از صومعه گو خیمه بزن بر گلزار
که نه وقتست که در خانه بخفتی بیکار
بلبلان وقت گل امد که بنالند از شوق
نه کم از بلبل مستی تو بنال ای هشیار
محمدابراهیمی (سه شنبه 13 مرداد 88)
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
پروانه بسوخت خویشتن را
بر شمع چه لاز مست تاوان
نه من افتاده تنها به کمندارزویت
همه کس سر تو دارد
توسر کدام داری
بکن چندان که خواهی جور برمن
که دستت بر نمی دارم ز دامن
چنان مرغ دلم را صید کردی
که بازش دل نمی خواهد نشیمن
اگر دانی که در زنجیر زلفت
گرفتارست در پایش میفکن
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
من ندانستم از اول که تو
بی مهرو و فایی
عهد نایستن از ان به
که ببندی و نپایی
دوستان عیب کنندم که چرا
دل به تو دارم
باید اول به تو گفتن
که چنین خوب چرایی
ای که گفتی مرو اندرپی
خوبان زمانه
ما کجابیم در این
بحر تفکر تو کجایی
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
خاتون من
براي دوست داشتنم ، نه ايثار ، و نه شيدايی
به صداقتت مهمانم کن ،ما را بس
بانوي من
براي دوست داشتنم ، نه گلداني ، و نه حتا شاخه ای گل
تنها تکلم ساده واژه دوستت دارم ......بس
خوب من
براي کشتنم ، نه دشنه ، و نه گلوله
که اشاره ي بي تکلم نگاهي نابهنگامم بس
اي نازنين
هزار فصل خزان گريه کردم
تا که امروز اين دل بي يار ما را بس
ما به آرزوی تو نمي گنجيم
آرزوي محال تو ، ما را بس
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
قومی متفکراند اندر ره دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
میترسم از آنکه بانگ آید روزی
که ای بی خبران راه نه آن است و نه این!
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
عجب رسمیه رسم زمونه
قصه برگ و باد خزونه
میرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه
کجاست اون کوچه
چی شد اون خونه
آدماش کجان خدا میدونه
بوتهء یاس بابا جون هنوز
گوشهء باغچه توی گلدونه
عطرش پیچیده تا هفتا خونه
خودش کجاهاست خدا میدونه
میرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه
تسبیح و مهر بی بی جون هنوز
گوشهء طاقچه توی ایونه
خودش کجاهاست خدا میدونه
خودش کجاهاست خدا میدونه
میرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه
پرسید زیر لب یکی با حسرت
پرسید زیر لب یکی با حسرت
از ماها بعدها چه یادگاری میخواد بمونه
خدا ميدونه
میرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه
میرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه
پرسید زیر لب یکی با حسرت
از ما ها بعدها چه یادگاری میخواد بمونه
خدا میدونه
میرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون به جا میمونه
کجاست اون کوچه
چی شد اون خونه
آدماش کجان خدا میدونه
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
از دست و زبان که بر اید
کز عهده شکرش بدر اید
بنده همان به ز تقصیر خویش
عذر بدر گاه خدای اورد
ورنه سزاوار خداوند یش
کس نتواند که بجای اورد
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
ای کریمی که از خزانه غیب
گبر و ترسا وظیفه خو ر داری
دوستان را کجا کنی محروم
تو که با دشمن این نظر داری
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
ابر وباد و مه خورشید وفلک در کارند
تا تو نانی بکف اری و بغفلت نخوری
همه از بهر تو سر گشته و فر ما نبردار
شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)