[align=justify]سلام
نقاب عزیز
اگر چه برگزاری یک مهمانی ساده و دادن ولیمه ای به نام عروسی یک سنت حسنه است ( با رعایت
شئونات ) ولی هیچ جا واجب اعلام نشده ، و مگر ما نداریم افراد زیادی که به همان صورت که شما به
نمونه هایی اشاره داشته اید ازدواج کرده اند ؟؟؟
بنده خود شاهد موارد زیادی بوده ام ، بخصوص در میان خانواده و فامیل خود ، ما خود در ازدواج یکی از
خواهرانم اکتفا به همون نامزدی خانوادگی کردیم ، و بعد از مدتی عروس و داماد یک سفر زیارتی (
مشهد مقدس ) رفتند و زندگی را زیر یک سقف آغاز کردند( که دعای خیر و قدردانی و
احترام داماد را به دنبال داشت و با رضایت و نشاط قلبی آغاز کردن یک زندگی که همیشه نگرانش بوده را ) .
و خواهر دیگری با مراسمی بسیار ساده و سالم و مختصر و فامیل درجه یکی ، آن هم به میل و خواست
خود خانواده داماد در همان منزل پدر داماد ( که وسیع هم نبود ) راهی منزل همسر شد ، اما در ازدواج
یکی از برادران مواجه با همون عرفیات غلط خانواده عروس شدیم و البته ما هم بنا به شروط اولیه زیر بار
اونچه هیچ ضرورتی برای انجام آن نمی دیدیم نرفتیم و توافق هم حاصل شد به یک مهمانی ساده فامیل
درجه یکی ، بدون ریخت و پاش .
برادر بزرگوارم ، شما از مراسم عروسی می گوئید ، بنده به تکلف های بی جای پس و پیش عروسی هم
نگاه نقادانه دارم ، مراسم های مختلف که البته بیشتر تکلف هایی به گردن دادمادهاست ، از جمله ،
حتماً طی آداب خاص دادن هدیه هر مناسبتی که تا عروس و داماد در عقد و دوران نامزدی هستند با آن
مواجهند ، خریدهای بی جا و صرفاً مبتنی بر رسم و رسومات ، و چشم و هم چشمی ها ، حنا بندان و
پا گشا و..... خلاصه هر کس بنا به آداب بومی خود از این برنامه ها اطلاع دارد ، این ها اگر بخواهد ایجاد
کوچکترین زحمتی کند که مثلاً دادمادی احساس رنج و نگرانی و دغدغه کند تا روزی که زندگی مشترک را
آغاز می کنند را قبول ندارم ،( و افتخار می کنم که در خانواده خود بدان پای بند بوده و هیچ تکلفی را بر
دوش داماد با توقع و انتظار و اعلام نداشته ایم و آثار مؤثر آن را هم شاهدیم ) پس مشکل فقط مراسم
عروسی نیست ، نگرفتن مراسم عروسی هم غیر ممکن و بی سابقه نیست ،
درسته این مراسم با هر کم و کیف و هر رسم و آئیینی در کشور پهناورمان فرهنگ غالب است ، اما
فرهنگ مطلق نیست ، شما یک بررسی داشته باشید ، قطعاً با موارد عدیده ای مواجه هستید که
عروس و دامادهایی بدون این گونه مراسم ها راهی خانه بخت شده اند و البته بنا به آنچه خود شاهد آن
بوده ام این اغلب در میان کسانی که اعتقادات عمیق و پای بندی به ساده گرایی و آزاد بودن از قید های
دست و پا گیر و بی مورد عرفی غلط .... را داشته اند اتفاق افتاده .
پس آنچه مد نظر شماست بی سابقه نیست .
و لازم به یادآوری است که وجوبی بر آن نیست و آنچه هست سلیقه است ، و آنچه وجوب نیافته و سلیقه
و عرف رایج کرده را هم نمی توان نظر به نفی وجوبی کرد و بایسته و شایسته اینه که ترویج شکل مقابل
آن را داشت ، با برجسته کردن نمونه های تحقق یافته و آثار و برکات آن و تحلیل بی محتوا بودن و اثرات
مخرب و ضد آرامش و نشاط ، برنامه و مراسم های عرف آفرین غیر ضرور (در تمام مراحل ازدواج ، نه
فقط مراسم عروسی ) ، می توان فرهنگ سازی نمود .
وقتی این گونه بخواهیم در جهت نفی چیزی که وجوبی بر آن مترتب نیست قدم بر داریم ، ممکن است
نهایتاً بشود این سخن از سوی بعضی که :
" جناب نقاب کسی شما را مجبور نمی کند ، مراسم عروسی نگیر "[/align]
[align=justify]یعنی ، به ما کاری نداشته باش ( منظورم احاد جامعه است ) وگرنه که بحث ما اگر تغییر در میان همین
جمع هم تالاری ها را مد نظر داشته باشد ، که حرفی نیست ، اما باز هم نظر به نفی وجوبی نداشته
باشد بلکه تحلیل بی اعتباری وجوب این مراسم به طور عقلی مد نظر باشد ، تا با ارائه نظرات کارشناسانه
و عالمانه ، تاکیدات جاهلانه مغلوب شود ، نه با چالشها و بحث های سلیقه ای .
بنده خود حاضرم در این بحث به شیوه ای که گفتم شرکت فعال داشته باشم ،( که تامین کننده نظر
شماست مبتنی بر استدالال و دلایل عقلانی و اخلاقی و خداپسندانه ، آنچه که عامل معیار محکم خود
ما در این زمینه برای دوری از تکلف های بیجا شده )[/align]
***







....






علاقه مندی ها (Bookmarks)