ولي كنارتو، مضمون عاشقانهء شعر!
غزل به نابترين دلسرود مي ماند
تو آتشي كه مرا گرم مي كني در خود
زمانهء گذران مثل دود مي ماند
تشکرشده 375 در 164 پست
ولي كنارتو، مضمون عاشقانهء شعر!
غزل به نابترين دلسرود مي ماند
تو آتشي كه مرا گرم مي كني در خود
زمانهء گذران مثل دود مي ماند
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
دست بر هر کجا نهی جانست
دست بر جان نهادن آسان نیست
جان که صافی شدست در قالب
جز که آیینه دار جانان نیست
تشکرشده 375 در 164 پست
ترک گدایی مکن که گنج بیابی
از نظر رهروی که درگذرآید
صالح و طالع متاع خویش نمودند
تا که قبول افتد و چه در نظرآید
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
دل تنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگ روخت زمانه زندان من است
تشکرشده 375 در 164 پست
تا تواني دلي به دست آور
دل شكستن هنر نمي باشد
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
در کارگه کوزه گری بودم دوش دیدم دو هزار کوزه گویای خموش
هر یک به زبان حال با من میگفت,کو کوزه خرو کوزه گرو کوزه فروش
keyvan (یکشنبه 21 تیر 88)
تشکرشده 375 در 164 پست
شرار عشق توام آنچنان گرفت به جان
كه نيمه راه بيابان شوق واماندم
sayehhaye_mah (یکشنبه 21 تیر 88)
تشکرشده 8,125 در 1,482 پست
محو رخ زیبای تو فارغ ز جهان است
بیداری حیرت زدگان خواب گران است
تشکرشده 375 در 164 پست
تو را من چشم در راهم شبا هنگام
که می گيرند در شاخ تلاجن سايه ها رنگ سياسی
وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛
تو را من چشم در راهم
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
ما خرقه زهد بر سر خم کردیم
وز خاک خرابات تیمم کردیم
باشد که درون میکده در یابیم
آن عمر که در مدرسه ها گم کردیم
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)