[align=justify][/align]setareh عزیز،
موضوعی که مطرح کردید، چیزیه که من مدام در حال سنجیدنش هستم . خوب و بد شدن خودم و دیگران. همزمان با گزینش اصول منطقی نگرشم به عالم، از این هندسه (خوب یا بد شدن انسان ها) بعنوان محک استفاده می کردم. البته الان هم همینطوره. منظورم از هندسه اینه که هر زاویه ای که برای نگاه کردن اتخاذ کنی، و هر عینکی که به چشم یا ذهنت بزنی، ارزش گزاری افراد و اعمالشون متفاوت می شه.
به هرحال نتیجه ی کلی ای که من در زندگیم بهش رسیدم، اینه:
خوب یا بد بودن، به کلیت یک انسان نسبت داده نمی شه، بلکه به اجزاء وجودی یک انسان، مثل اعمال، اخلاق، صفات، و ... نسبت داده می شه.
هر انسانی مجموعه ایه از ذاتش، و صفات مختلف اخلاقی، اعتقادی، جسمی، و .... البته ذات قسمت اعظم تشکیل دهنده ی یک انسانه، و صفات ذره ذره بهش فرم می دن. به هرکدوم از این اجزا باید بصورت مجزا نگاه، و در موردشون قضاوت بشه. در اون صورته که ما به کشف حقیقت نزدیک تر می شیم، و در ضمن با دیدن یک عمل زشت، یا یک صفت نامطلوب، به یک انسان صفت "بد" نسبت نمی دیم. بلکه فکر می کنیم، این کاری که الان انجام داد، به نظر من خیلی زشت بود، یا خیلی به ضرر من تموم شد. یا مثلا این صفت ایشون با ذات انسانیش در تناقضه، یا این صفتش با اون یکی صفتش در تناقضه، یا با حقیقت در تناقضه، و ...
البته برای اینکه انسان بتونه صفات رو از ذات تجرید کنه، به پاکی نیاز داره. و پاکی هم ثمره ی تقوی و تزکیه ست، و به این راحتی ها بدست نمی یاد. ولی خوب هر اندازه ای که در این راه تلاش بشه، انسان به عدالت نزدیک تر می شه. (البته از نظر من)
![]()







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)