RE: دست غریقی به دست توست......
با سلام خدمت همه دوستان عزیز و
:
چشم بارانی عزیز ، چه خبر؟خوبی عزیز؟
اول اینکه من این روش ریلکسیشن رو امتحان کردم خواهر گلم(با تشکر ویژه از خانم دکتر عزیز) ، خیلی خوبه...البته تا حدودی قبلا باهاش آشنایی داشتم،در مواقع پر اضطراب واقعا موثره ولی نمیدونم ...با اینکه حدود یکساله انجامش میدم ولی هنوز که هنوزه فقط یک ربع یا نهایتا نیم ساعت بهم آرامش میده و بعدش دوباره کلم پر میشه از چیزایی که نباید بشه...ولی اون لحظات واقعا لذت بخشه...انگار هیچی نیست خیلی آروم و راحت حتی من این آرامش رو در علاوه بر روانم در تک تک اعضای بدنم حس میکنم... سعی کن امتحانش کنی...البته برای من خیلی سخته که همه اون چیزا رو که تو مخمه بذارم کنار و بخوام به تک تک اعضای بدنم که در حال آرامش گرفتنن و همین طور تصوری مثبت فکر کنم ولی در مواقعی که میشه و میتونم واقعا با حاله....
نقاب عزیز، من نمیدونم چرا ولی هیچوقت به خانوادم وابسته نبودم البته از نظر مادی خب مسلمه ولی از نظر روانی هیچوقت که( تا پارسال بهش شک داشتم ولی موقعیتی پیش اومد که 21روز تنها بودم و حتی یکمی هم احساس دلتنگی و ناراحتی از نبودنشون نداشتم )...نمیدونم از وابستگی به اونا هم خیلی میترسم و هم نفرت دارم بازم نمیدونم چرا ... در حالیکه شاید به طور منطقی وابستگی به بقیه ترس بیشتری داشته باشه چون بلاخره اون افرد هر کدوم مشغله های خاص شخصی ، خانوادگی و کاری مخصوص خودشون رو دارن و این احتمال وجود داره که بخاطر هر کدوم از این مسایل مجبور به تغییر نا خواسته ویا حتی ترک عمدی شما با میل خود شوند در حالیکه خانواده جوش فرق داره اگرم با شما همدل و همراه نباشن همیشه هستن ( که این خودش گاهی وقتا واقعا موجب عذابه).نمیدونم شاید من از معدود افرادی بودم که بعد از 7 سال تک بچه بودن از عمق وجودم از به دنیا اومدن برادرم خوشحال شدم ، برای اینکه بلاخره من از مرکز توجه اونا که همیشه ازش نفرت داشتم در اومدم ، شاید این نفرت از این بود که فکر میکردم ( یا میکنم) که در موقعی که نیاز داشتم ازم اون حمایتی که باید نشده پس دیگه هیچوقت این حمایت رو نمیخوام مخصوصا الان که شورشم در آوردن دیگه و ازش متنفرم ولی خب در مقابل سایرین درست عکس همین هستش... و مطلب آخر اینکه من هیچوقت نتونستم خود واقعیم رو دوست داشته باشم ، شاید در مواقعی هم که خودم رو دوست داشتم اون ثمینی رو دوست داشتم که در ارتباط با مردم خودش رو نشون میده نه اون ثمینی رو که واقعا هست و من میدونم کیه و چیه...شرمنده... ببخشید حرفام خیلی طولانی شد و خیلی بی ربط به هم ، ذهنم خیلی آشفته است
چشم بارونی عزیز ما میتونیم باید خودمون بخوایم و خودش
مرسی از اینکه حرحام رو خوندین و فعلا خداحافظ همتون

. ...
حکایت جالبی است که فراموش شدگان ، فراموش کنندگان را هرگز فراموش نیکنند
برایت دعا میکنم تا خدا از تو بگیرد هر آنچه که خدا را از تو می گیرد (دکتر علی شریعتی)
علاقه مندی ها (Bookmarks)