سلام شاد عزیز و مهربون
میدونم روزهای سختی رو می گذرونی... و صد البته می دونم شادی از توانمندترین زنان این روزگاره، می دونی همه ما که اینجا هستیم مشکلاتی داشتیم و داریم با این وجود هممون به توان و قدرت تحمل تو غبطه می خوردیم.، می دونستیم شادی ما دلش از هممون بزرگتره، گذشت تو زبانزد همه بود... تو خیلی چیزها به ماها آموختی، اما بدون هنوزم همون شادی قبلی... یادت که هست، البته واسه ما چیزی از ارزشت کم نشده...
شادی جونم این روزها هم می گذرن، پس صبر کن با گذشتشون همه بدی ها رو می برند. همه چی درست میشه...
می دونم تو این روزهای دشوار همسرت باید تو را بیشتر درک می کرد و ازش انتظاراتی داشتی که برآورده نساخت... چون نمی دونست، اون نمی دونه چطور رفتار کنه، فقط همین... تو شک نکن دوست داره بهش فرصت بده بازم بهش فرصت بده...
پس بیا با رفتار خوبت شرمندش کن. آره می تونی... از امروز دیگه باهاش لج نکن، حرفشو گوش کن(آره اون درست میگه متاسفانه هنوز خیلی از مردهای این دیار رفتارشون اینجوریه اما بعد از مدتی درست میشن ...ماهام پدر و مادرمونو زمانی عاشق دیدیم که زمان زیادی از زندگیشون گذشته بود ...) همه کینه های که ازش به دل گرفتی را فراموش کن اونو ببخش. بدی هاش رو از ذهن و قلبت دور کن.
غیر مستقیم می فهمه و به خودش میاد... این درسم بزرگیه و تو بازم بهترین استاد ما...
اصلا من کی باشم شادی بزرگوار تالار همدردی رو نصیحت کنم. منتظر می مونم تا بهترین روش زندگی را از تو بیاموزم...
در پناه خدا.








علاقه مندی ها (Bookmarks)