سلام دوست گرامی!
ضمن تشکر از توضیحات کامل و به جائی که در مورد بیماری مادرتون بیان کردید با تشکر از راهنمائیهائی دقیق و کامل دوستان چقدر جای خالی نظر مدیر محترم همدردی را در این تاپیک خالی میبینم ,امیدوارم ایشون هم با نظر دقق و تخصصی خودشون نظرات دوستان رو در این تاپیک تکمیل کنند!
خودم هم با مشکل مشابهی مواجه بودم و میدونم چی میگید(البته به نوعی دیگر با بعضی خصوصیات مشابه)وبه دلیل بعضی دلایل شخصی از ادامه همراهی برای درمان اون شخص پشیمون شدم ولی اینو بگم با متخصص اعصاب یا اینگونه مراکز عجیبی که خودتون هم ازش فراری بودین درمان خاصی اتفاق نمییفته .بیمار اول باید متوجه تفاوت فری و رفتاری خودش با بقیه بشه و بخواد به روال عادی جریان زندگی برگرده تا بشه بقیه جریانو پیگیری کرد و این مشکلتر از حل صورت مسئله است.بخصوص که به واسه پر بودن دست از مسائل مالی یا غرور واعتماد به نفس کاذبی که در این گونه بیماران وجود داره به دلایل مختلف, یا بهانه علاقه به تنهایی وبقیه موارد نتونید حتی مشکلدار بودنش رو به خودش یا بقیه بقبولوید!
امیدوارم صبور و موفق باشید!








علاقه مندی ها (Bookmarks)