راستش روزگار من اصلا شبیه تو نیست وحید جان، من اصلا تا به حال عاشق کسی نشدم و جز نوشتن و مادرم به چیز دیگه ای عشق نمی ورزم. نمی دانم شاید بی احساس شده باشم و یا مشکلی پیدا کرده باشم اما باور کن این اصلا عمدی نیست و من انگار ذاتا اینجوریم.
ولی ای کاش اینگونه نبودم چون واقعا دارم دیوونه میشم و احتیاج به یه همدم دارم اما آیا کسی هست که از من واین طرز فکر واین روحیه ی بی احساس و این وضع کاری و گوشه نشینی من خوشش بیاد؟و باهاش کنار بیاد؟ مسلما نه! و من باید چاره ای بیاندیشم. کمکم کن وحید ، بهم بگو چه کار باید بکنم؟ به هر حال هر چی باشه تو در این زمینه تجربه داری و ...







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)