بذارین تجربه خودمو به عنوان یه پسر بهتون بگم.....فردی مثل همسر شما خیلی کم پیدا میشه اما برخورد داشتم...اینجور افراد برای ما که پسر هستیم واقعا بسیار خسته کننده و ....هستند چه برسه به یه دختر یا همسرش و.......و این که این اخلاق رو هیچ وقت از دست نمیدن!...اگه شما دوست دارین و بعدا گله نمیکنین...که هیچ....وگرنه به امید و آرزو و .....نیست.احتمالا در کودکیشون یه مشکلاتی داشتن.....(راستی حدس میزنم از لحاظ ج*ن*سی هم فرد سردی باشن!؟ درسته؟؟)
[/quote]
سلام
اتفاقا مشاور هم به من همینو گفت ،گفت که منشا در کودکیش داره اما با صبر و تحمل کم کم بهتر میشه!
نه در روابط جنسی خیلی خوب با من رفتار میکنه و همه سعیشو می کنه که من لذت ببرم (البته ما هنوز به طور گسترده ای وارد این روابط نشدیم) اما وقتی من سعی میکنم تحریک و ارضاش کنم به سختی و خیلی دیر ارضا میشه و احساس می کنم اصلا تحریک نمیشه یا شاید میشه و هیچ صدا یا عکس العملی نشون نمیده، به این خاطر گاهی وقتا فکر می کنم من در این کار ناتوانم و خودمو سرزنش می کنم و عذاب وجدان پیدا می کنم.
امروز خودش بهم میگفت احساس کسالت می کنم ، روحیمو از دست دادم، گفتم چرا؟ گفت نمیدونم بی خواب میشم شبانوشته اصلی توسط adam_ensan
تا حالا فکر می کردم من دارم اشتباه می کنم و به قول مادرم حساس و متوقع هستم . چون وقتی ما تو جمع هستیم یا وقتی پیش کسایی هست که باهاشون رودروایسی داره مثل پدر و مادرم (یا روزهای اول آشناییمون) خیلی خوبه و حرف میزنه و میخنده. مادرم اصلا حرفای منو قبول نمیکنه. اما حالا که خودش داره اعتراف می کنه تنم لرزید، نمیدونم چیکار کنم!!! الان که دارم اینارو مینویسم به حال خودم و آرزوهام و خوشحالیام برای شروع زندگی دارم اشک میریزم، به حلقه ای که با هزار ذوق خریدیم و نقشه اهیی که برای زندیگیمون کشیده بودم. شنیدم آدمای افسرده به سختی در مان میشن تازه اگر خودشون همکاری کنن و بخوان. از طرفی خیلی برام سخته بهم زدن و از طرفی میدونم اگه بهش بگم اقدام به درمان کنه ، موضع میگیره و عصبانی میشه، یادمه وقتی از پیش مشاور برمیگشتیم گفت دیگه پامو این جور جاها نمیذارم دیدی کمکی نمیکنن، ما هیچ مشکلی نداریم اگرم داشته باشیم خودمون میتونیم حلش کنیم و کلی از دستم ناراحت شد که چرا مجبوش کردم بریم پیش مشاور.
بچه ها برام دعا کنید ...








علاقه مندی ها (Bookmarks)