RE: توروخدا لعنتم نكنيد .كمكم كنيد
سلام متولد88
وقتی از احساست راجع به گناهت گفتی یاد خودم افتادم،منو بردی به حال و هوای گذشتم حالا نمیشه مقایسش کرد ولی منم یه مدتی عذاب وجدان شدیدی نسبت به گناهی که کرده بودم پیدا کردم
همش فکر میکردم که یه زندگی خیلی خوب و مرد ایده آلم رو به خاطر گناهم از دست دادم و یاحق شوهر آیندمو ضایع کردم
خیلی خودم رو اذیت کردم،البته مدت اون عذاب وجدان کشنده زیاد نبود و تنها کسی که تونست کمکم کنه خودم بودم،البته به لطف خدا
عزیزم پیش خودم به این نتیجه رسیدم که: ما آدم ها باید در مواقعی که از روی جهل گناهی رو انجام دادیم،خودمونو ببخشیم
و سعی کنیم که دوباره اون اشتباهاتو انجام ندیم،نه اینکه به خاطر گناهمون فرصتهای خوب زندگی کردن رو هم از دست بدیم.
و کار دیگه ای که کردم این بود که با اون شخص رابطمو قطع کردم(بدون در نظر گرفتن احساسات)
پیش خودم میگفتم کسی که تمام تلاششو برای گناه کردن من کرده و میکنه نمیتونه مناسب باشه و وقتی هم که شریک گناه از زندگی حذف بشه و قدرت کنترل خودت رو داشته باشی،خدا هم خیلی کمک میکنه و ارحم الراحمینه
این شد که خودم رو از رابطه کشیدم بیرون،با اینکه هم شرایطش بود هم اینکه فارغ التحصیل شده بودم و بی کار و...
اینو میخوام بهت بگم که من هم تا حدودی درکت میکنم و تو هم فکر کن ممکنه با این چیز هایی که من گفتم بتونی در شرایط فعلی من قرار بگیری،بدون عذاب وجدان و سعی در بهتر کردن زندگی...
راستی من الان دقیقا 1 ماهه که نامزد کردم و تونستم خودم رو هم ببخشم و امیدوارم که خدا هم منو ببخشه
امیدوارم در آینده ی نزدیک بتونی حس من رو تجربه کنی
[align=justify][align=center]
[size=large]عشق یکسان ناز درویش و توانگر میکشد
این ترازو سنگ و گوهر را برابر می کشد[/size][/align][/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)