دوست عزیز سلام
به این تالار خوش اومدی.
بهت تبریک می گم به خاطر شحاعتت برای عنوان کردن یک معزل اجتماعی . عزیزم شرایط اجتماعی خراب شده، نه تنها شما بلکه خیلی از دخترها و پسرها از این مسئله رنج می برن. الان همه به دنبال بالاتر از خودشون می گردن. آقایون که دیگه دستشون بازه، از صدقه سری انقلاب و جنگ از بس که دختر زیاد شده ، حتی کمترینشون از لحاظ اجتماعی و ظاهری و ... دنبال یه دختر می گردن مثل پنجه آفتاب، یکی یه دونه، باباش مایه دار و .... البته تقصصیری هم ندارن. آدم که تو موقعیت انتخاب قرار می گیره سعی می کنه بهترین گزینه رو انتخاب کنه.
27 سال سن کمی نیست که بخواهیم خودمون دلداری بدیم. حق داری نگران باشی. اون موقعی که دختر تو چهاردیواری خونه بود از همه چی بی خبر 10 سالگی ازواج می کرد. حالا تو این آشفته بازار با این همه محرک ... واقعاً تحملش سخته.
به نظرم هر چیزی وقتی داره. از وقتش که بگذره دیگه اون اهمیت و لذت رو نداره. وقتی که دیگه آدم به هزار جور گناه مبتلا می شه، وقتی که همه فکر و ذهن آدم رو مشغول می کنه و باعث می شه آدم تمرکز رو کاراش نداشته باشه، و اگه اغراق نباشه باعث عدم موفقیت تو کار باشه، وقتی آدم افسرده می شه، وقتی آدم از هر کس و ناکسی زخم زبون می شنوه (به قول معروف نوشدارو بعد از مرگ سهراب می شه) دیگه می خوام چی کار کنم.
نداشتن خواستگار هر دلیلی می تونه داشته باشه به جز شخص خودت. البته یه چیز هم بگم. توی این بیکاری و گرونی آخه کدوم جوونی خودشو تو چاه زندگی مشترک می ندازه. خلاصه در این باره به اندازه یه کتاب حرفه:
تنها راه حل تحمله، =======>>>>> تحمل![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)