خود شناسی، شناخت راه رسیدن از عاشق به معشوق نیز هست، و کشف این راه نامکشوف و پیچیده و پر فراز و نشیب بی پایان، راهی دشوار و لغزنده سرشار از خطرها و کمین گاه ها و پرتگاه های مرگبار، و با خودشناسی این راه ناهموار هموار و عبور پذیر می شود و قابل پیمایش و پویش:




اغلب انسان ها با خود بیگانه اند، با خود نا محرمند، با خود غیر صمیمی و غیر یگانه اند، حجابی هستند بر روی درون پنهان خود، نقابی هستند بر چهره جان خویش، خود را فراموش کرده اند، خود را نمی شناسند، خود را از یاد برده اند، با خود هزاران فرسنگ فاصله دارند ، از خود بریده اند، خود را کنار گذاشته اند و نگران خود نیستند. از چنین انسان هایی نمی توان انتظار خود شناسی داشت. برای خود شناسی، شرط نخست یگانه بودن، و یکدل بودن با خویش، صادق بودن با خویش، محرم بودن بر خویش است- یعنی به خویشتن عشق ورزیدن و معشوق خویش بودن، یعنی خود عاشق خویش بودن، عاشق گوهر حقیقی جان نهان خود بودن- و بی حجاب و بی نقاب به خویشتن نگریستن، مهرورزیدن و دریافتن حقیقت خویش، پرده از چهره درون خود برداشتن و بی پرده و به طور مستقیم چشم دوختن در چشم درون خود و به سیمای درونی و باطنی خود نگریستن در آینه روشن ضمیر پنهان خویش.