دوست عزيزم گمانم در اين چند ماه اين بود كه هيچگاه آرام و قرار نخواهم گرفت اندوهگين تر از آن بودم كه بتوانم احساس كنم من با آن مثبت انديشي ام از آن سوي بام افتاده بودم احساس ميكردم اگر اين گونه پيش برود ديگر تابي براي برخاستن نخواهم داشت .
گلم اما امروز فهميدم كه زندگي در جريان است و هيچ انديشه اي ارزشمند تر از خودم نيست من در جهنمي كه براي خودم ساخته بودم غوطه ور مي شدم اما امروز مي بينم كه من عمري در تلاش بودم كه اين بشوم كه هستم همه افكار مزاحم و افراد نامناسب را از خودم دور كردم اگر شايد تنها باشم اما دارم خودم را مي سازم و اين سازندگي در تنهايي برايم بسيار بهتر از زماني است كه با جمع بودم اما تنها و غريبه .
عزيزم من در حصار تارهاي بودم كه خود براي خودم تنيده بودم الان احساس مي كنم كه همه چيز درست خواهد شد حتي اگر من زجر بكشم نمي توانم وضعيتي كه خود درست خواهد شد را زودتر از موعد حل كنم (‌ناراحتي بدون هيچ تلاشي براي بهبود ) .
درضمن عزيزم كاش برايمان از روزهاي كه تو را تا اين اندازه اشفته كرده است بيشتر مي گفتي (‌همه چيز گنگ است )‌فقط احساس كردم تو نيز مانند من شايد درون خسته ات ناشي از افكاري است كه خود براي خود ساخته است 0باوركن زندگي زيباترين چيزي است كه وجود دارد و سعي كن با ضميري آرام زيبايي آن را حس كني :