به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 414

Threaded View

  1. #11
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    259
    Array

    RE: فقط گلچین داستانهای کوتاه و آموزنده

    مشاور
    چوپانی مشغول چراندن گله گوسفندان خود در یك مرغزار دور افتاده بود.
    ناگهان سر و كله ی یك اتومبیل جدید كروكی از میان گرد و غبار جاده های
    خاكی پیدا شد. راننده ی آن اتومبیل كه یك مرد جوان بسیار شیک پوش، با
    لباس های مارک دار سرش را از پنجره اتومبیل بیرون آورد و پرسید: اگر من به تو
    بگویم كه دقیقا چند راس گوسفند داری،
    یكی از آنها را به من خواهی داد؟
    چوپان نگاهی به جوان تازه به دوران رسیده و نگاهی به رمه اش كه
    به آرامی در حال چر یدن بود، انداخت و با
    وقار خاصی جواب مثبت داد.
    جوان، ماشین خود را در گوشه ای پارك كرد و كامپیوتر Notebook خود را به
    سرعت از ماشین بیرون آورد، آن را به یك تلفن راه دور وصل كرد، روی
    اینترنت وارد صفحه ی NASA شد، جایی كه می توانست سیستم جستجوی
    ماهواره ای (GPS) را فعال كند. منطقه ی چراگاه را مشخص كرد، یك بانك اطلاعاتی با 60
    صفحه ی كاربرگ Excel به وجود آورد و فرمول پیچیده ی عملیاتی را وارد
    كامپیوتر كرد. بالاخره 150 صفحه ی اطلاعات خروجی سیستم را توسط یك چاپگر
    مینیاتوری همراهش چاپ كرد و آنگاه در حالی كه آنها را به چوپان می
    داد، گفت: شما در اینجا دقیقا 1586 گوسفند داری.

    چوپان گفت: درست است. حالا همان طور كه قبلا توافق كردیم، می توانی یكی
    از گوسفندها را ببری.

    آنگاه به نظاره ی مرد جوان كه مشغول انتخاب كردن و قرار دادن آن گوسفند
    در داخل اتومبیلش بود، پرداخت.
    وقتی كار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او كرد و گفت: اگر من دقیقا به
    تو بگویم كه چه كاره هستی، گوسفند مرا پس خواهی داد؟

    مرد جوان پاسخ داد: آری! چرا كه نه؟
    چوپان گفت: تو یك مشاور هستی.

    مرد جوان گفت: راست می گویی، اما به من بگو كه این را از كجا حدس زدی؟

    چوپان پاسخ داد: كار ساده ای است.
    بدون اینكه كسی از تو خواسته باشد،
    به
    اینجا آمدی. برای پاسخ دادن به سوالی كه خود من جواب آن را از قبل می دانستم، مزد خواستی. مضافا اینكه هیچ چیز راجع به كسب و كار من نمی دانی، چون به جای گوسفند، سگ مرا برداشتی! :D

  2. 2 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (دوشنبه 14 اردیبهشت 88)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. فقط گلچین داستانهای کوتاه و آموزنده (2)
    توسط مدیرهمدردی در انجمن داستان و حکایت آموزنده
    پاسخ ها: 215
    آخرين نوشته: پنجشنبه 27 شهریور 99, 15:15
  2. راه بهشت (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن داستان و حکایت آموزنده
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: سه شنبه 12 شهریور 87, 07:52
  3. داستانهای کوتاه از نویسندگان ایرانی
    توسط rose در انجمن داستان و حکایت آموزنده
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 10 خرداد 87, 18:50
  4. داستان کوتاه
    توسط محمدابراهیمی در انجمن داستان و حکایت آموزنده
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 اردیبهشت 87, 21:27

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.