سلام به همه دوستان مهربونم که باز من رو تنها نگذاشتند.
برادر خوبم لولی وش تبریک میگم به خاطر مقبول بودن تون در مراسم خواستگاری
انشالله به زودی خبرهای خوشی از جانب شما بشنویم . برادر خوبم فقط داشتن خواستگار که مهم نیست . مهم انتخاب درسته که من واقعا در این مورد مستاصل شدم.
baran عزیزم
من تجریه ای رو که ماه گذشته داشتم خیلی تو روحیه ام تاثیر بدی داشته و واقعا نمی دونم چرا این همه شک و دودلی مثل خوره داره وجودمو اب میکنه . میترسم باز بیان چند جلسه ای حرف بزنیم و فرجامی نداشته باشه (حالا چه جواب رد از طرف من باشه یا از طرف فرد مقابلم ) و روحیه من داغونتر بشه .
اقا کامران برادر محترم
چون دوستان در موردم اطلاعاتی داشتند برای همین خلاصه گویی کردم . من تا چهار روز دیگه 27 ساله میشم و مدرک تحصیلی ام هم کارشناسی ارشد و البته خودم کارمند و اعتماد به نفسم زیر صفر....منتظر راهنمایی تون هستم
ghasadak مهربون
من فکر میکنم تنها دلیل این برخورد غیرمنطقیم تجریه بدی که در گذشته اخیر داشتم ( به مدت دو ماه همراه خانواده محترم بازیچه خانواده ای شدیم که از ما دوبار جواب بله رو گرفتن بدون اینکه خودشون تصمیم گرفته باشند و نهایتا مادر خواستگار گرامی گفت استخاره کردیم بد امد و بدین ترتیب بود که من نتونستم در ازمون دکترا هم شرکت کنم چون ذهنم درگیر بود و از لحاظ روحی داغون شدم)
دوستان و اما خبر جدید
دیشب قضیه رو به مادرم گفتم و تصمیم گرفتم قبل از اینکه بیان خونه مون به خانواده ام استرس وارد بکنن از طریق نقش واسطه ای که همکارم دارند باهاشون تلفنی صحبت کنم . تا اگر خیلی تفاوت در نظراتمون وجود داشت نه زحمتی برای خانواده ایشون تحمیل بشه نه استرسی برای خانواده من . مادرم در جریان هستند . به نظر شما کار درستی انجام میدم؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)