سلام بر كاترين جونم ، دوست مهربونمنوشته اصلی توسط کاترین
زياد به اين فكر نكردم ، شايد الان جوابت رو بدم ولي تا فردا نظرم عوض بشه چون زياد روش فكر نكردمنوشته اصلی توسط کاترین
اگه الان بخوم جوابت رو بدم بر اساس فيلم هايي كه تازه ديدم
فيلم سينمايي خارجي : زاغه نشين ميليونر سريال خارجي : سريال هشدار براي كبري 11 و سريال گمشدگان يا lost پيشنهاد ميكنم كه اين سريال رو نبينين چون اگه قسمت اولش رو ببينين ديگه آرامش ندارين ، همش دلتون ميخواد ادامه اش رو ببينين و اين ديوانه كننده است ، چون سريال خيلي جذابيه :D
در مورد فيلم هاي ايراني هم من زياد فيلم نميبينم ولي از نظر فيلم هاي سينمايي اخراجي ها رو دوست دارم مخصوصا قسمت دومش
من چندان وقت نميكنم كه كتاب بخونم ، يعني توي كتابهاي درسي ام موندم چه برسه كتابهاي غير درسي :Dنوشته اصلی توسط کاترین
ولي شايد خنده دار باشه ولي به كتابهاي هري پاتر خيلي علاقه داشتم و در مدت زمان كوتاهي تمومشون ميكردم .
فصل بهار رو خيلي دوست دارم چون معتدله و خوش آب و هوانوشته اصلی توسط کاترین
اگه پيش خودم مسخره ام كنه خوب من هم يه جور ديگه جوابش رو ميدم ( يعني دوستانه ) ولي اگه در جمع مسخره ام بكنه سعي ميكنم از خودم دفاع كنم ولي اگر هم نتونم اين كار رو بكنم برخوردم باهاش سنگين ميشه و سرد چون متاسفانه من آدم به شدت حساس و زودرنجي هستم و خيلي كم ميتونم در مواقع حساس خودمو كنترل كنم كه گريه ام نگيرهنوشته اصلی توسط کاترین
، بنابراين اون محل رو ترك ميكنم
آره دوست دارم ، راستش من زياد از انواع سبك سر در نميارم ولي موسيقي پاپ رو دوست دارمنوشته اصلی توسط کاترین
من بيشتر دوست دارم با خانواد ه و دوستان برم جنگل يا فضاي سبز ، كنار رودخونه و ....نوشته اصلی توسط کاترین
تا حدينوشته اصلی توسط کاترین
مثلا بلدم نيمرو بپزم ( به به چه هنرمندم ) املت هم همينطور ، برنج هم بلدم ، تازگي هم مرغ پختن يادگرفتم ، الويه ، سالاد ماكاروني ، جوجه كباب ، و چيزهايي در همين سبك رو بلدم ( معلوم شد كه چقدر خانه دارم ):D
همش به خودم ميگم موقع اش كه شد ياد ميگيرم ، اگه مساعدت هاي مادرم و اصرار هاي اون تا به الان نبود همينهارو هم بلد نبودم ( خجالت آوره واقعا )
بله عزيزم بلدم ، يعني گواهينامه دارمنوشته اصلی توسط کاترین
وقتي برادرم نوزاد بود بغلش كرده بودم ، جلوي آينه بودم ميخواستم يه طرف ديگه بغلش كنم كه از دستم افتاد و سرش خورد به سنگ پايين ديوار و خون اومد !!نوشته اصلی توسط کاترین
خيلي ترسيدم چون فكر كردم يا برادرم خدايي نكرده ميميره ، يا اينكه عقب مونده ميشه !! كلا اگه خدا نميخواست الان بايد يك عمر در غم اين ماجرا ميسوختم ( خدايا شكرت) خيلي ترسيده بودم و فكر ميكنم اون موقع بيشتر از هر زمان ديگه اي توي زندگي ام ترسيدم
عزيزم اين سوال رو دومين باره كه از من ميپرسي:D، من بهار رو دوست دارمنوشته اصلی توسط کاترین
مرسي قربونت برم ،حرف زدن با تو و ديدن پست هات خستگي رو از تنم درميارهنوشته اصلی توسط کاترین
از همه ي دوستان خوبم sayehhaye_mah ، بهاره ، مينا 22 ، كنجكاو ، mke ، و محمد ابراهيمي ( جميعا عزيز ) عذر ميخوام كه امشب وقت نكردم جوابهاتون رو بدم ، فردا قول ميدم كه در اسرع وقت جوابهاي همگي شما رو بدم
به من هم يه استراحت كوچيك بدين ، نفسم گرفت ، از موقعي كه از دانشگاه اومدم و يه كم استراحت كردم ، تا الان دارم جواب ميدم ، حتي جومونگ رو هم نديدم
فردا به حضورتون ميرسم
موفق باشين









، بنابراين اون محل رو ترك ميكنم
) خيلي ترسيده بودم و فكر ميكنم اون موقع بيشتر از هر زمان ديگه اي توي زندگي ام ترسيدم
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)