مقصر اصلي رو خودم مي دونم كه بيخود و بيجهت براي كسي دلسوزي كردم كه لياقتش رو نداشت!!!
اما متاسفانه اين دختر خانم از نوع رفتار بنده حس مي كنن كه بنده اصلا علاقه اي به ايشون ندارم يا يه جورايي مي خوام ايشون رو از سر خودم باز كنم ، و اصرار دارند كه بنده سريعتر تصميم بگيرم و با خانواده ايشان صحبت كنم ،
اما اين خانم گفتن تو داري به من توهين مي كني ، من همون كسي رو كه مي خواستم و دنبالش بودم در وجود تو ديدم هرگز نمي تونم به كسي ديگه فكر كنم

تو تمام معيارهاي منو داري پس هر چقدر بخواي منتظر مي مونم
در پاسخشون گفتم ببين زندگي و شرايط دست ما نيست و ممكنه شرايطي پيش بياد كه ما نتونيم ازدواج كنيم پس نبايد كاري كنيم كه به هم وابسته بشيم .......
در مورد مسائل كاري هم كه قبلا باهاشون صحبت كردم ايشو ن گفتند كه من از همون ابتدا زماني كه خانواده در مورد ازدواج صحبت مي كردن مي گفتم كه من دوست دارم بيشتر به زندگيم برسم و حتي تخصصم رو جوري انتخاب كنم كه بيشتر در محيط خونه باشم تا محل كار چون مي خوام از زندگيم لذت ببرم و در آرامش باشم نه اينكه زندگي من با كار عجين بشه !!
و از هر لحاظ كه من دارم بهانه ميارم ايشون با دلايلي سعي مي كنند پاسخ بدهند و من رو قانع كنند

............ شما بوديد چيكار مي كرديد؟!!! چطوري برخورد كنم ؟!!!
علاقه مندی ها (Bookmarks)