
نوشته اصلی توسط
سپیده ی عشق
سارای عزیز
من چون از این تبعیضهای بین مرد و زن واقفم به خاطر همین هم وقتی یکی توی تالا ر می گه "همسرم معتاد و دوست دختر داره "میگم به همسرت بیشتر وقت بده تا با گذشت زمان مشکلات کمتر بشه یا صبر تو بیشتر میشه مشکلاتو کوچک تر می بینی.
عزیزم پس توی این جامعه ای که همیشه حق با مرداست ما قدرت مانور ان چنانی نداریم برای تصمم گیری......و نشان دادن راه به دیگران.
پیروز باشی
سپیده ی مهربونم،
حقیقتش من اختلافی بین زن و مرد نمی بینم. در مورد پدرم هم که گفتم، منظورم مرد بودنش نبود. مشکلمون این بود که پدر با وجود ایده آلهایی که داشت و به من هم القا کرده بود، اما در عمل نمی تونست خیلی از سنت ها فاصله بگیره، و عقاید و نگرش های جدید رو بپذیره و بهشون احترام بذاره.
honey وقتی از نظر نگرش و مذهب و ... با جامعه اختلاف پیدا کنید، کار خیلی سخت می شه. ( چون جامعه سعی می کنه خوردت کنه ) اما من حلش کردم. حالا تو جامعه خودم کاملا پذیرفته شده م.
الان اونهایی که احکام اسلام رو برای مرتد ها برام بازگو می کردند، بهم می گن تو مسلمونی، خودت خبر نداری (مثلا داییم که مدرس حوزه علمیه ست)!!!
یا هر کی یه جوری منو به خودش وصل می کنه. یکی می گه نیچرالیستی، یکی می گه کمونیستی، یکی می گه مسیحی هستی...
باز هم همه دارن اشتباه می کنند، چون من فقط یک چیزم: "بی سواد" . اما چیزی که می خوام بهت بگم اینه که در برابر سنتها می شه ایستاد، یک تنه مبارزه کرد، و پیروز شد.
عوام یه اخلاق خاصی دارن. اگه بتونن، له ت می کنند، اما اگه نتونستند، دنبالت راه می افتن و برات هورا می کشن!!
پس قوی باش و تبعیض زن و مرد رو نابود کن. به هیچکس هم توصیه نکن که از شرافتش بگذره. ( البته فرض من برحق بودن طرف و عدم وجود هیچ راهی برای کنار اومدن شرافتمندانه با سختیهای زندگیه . وگرنه من خودم می تونم قسم بخورم که اگه همسرم از گردن هم قطع نخاع بشه، تنهاش نمی ذارم. چه رسه به اینکه معتاد بشه!! اما اگه بهم خیانت کنه، دیگه شرافتم اجازه نمی ده که باهاش بمونم.)
دوستت دارم

علاقه مندی ها (Bookmarks)