نقل قول نوشته اصلی توسط dorsa-tanha
با عرض معذرت از همه ي دوستان عزيز.
من نميدونم چرا تمام دوستان (مخصوصا قديميها) فقط و فقط از منطق حرف ميزنند و احساس ميكنم چيزي رو به عنوان عشق و احساسات قبول ندارن،مطمئنا اين آقا واقعا عاشق اون خانم شده كه از شرايط بسيار مناسب شون گذشتن،حالا درسته كه خواستگاري كاملا سنتي بوده اما دليل نميشه كه عاشق واقعي نباشن...
من فكر نميكنم دوست شما اشتباه كرده باشن،همون طور كه خودتون گفتيد شرايط نهايتا 6ماه تا 1 سال ديگه مهيا ميشه و اون خانم هم كه بي تفاوت نبودن،پس اگه بهشون بگيد بي خيال بشه و قيد اون دختر رو بزنه شايد مشكلات روحي ديگه اي بياد سراغش،به نظر من اگه هدفشون واقعا اون دختر خانم هست، بره جلو و توكل به خدا داشته تا به چيزي كه ميخواد برسه،در ضمن اگه بتونه قبلش با اون دختر خانم يه تماس خصوصي داشته باشه و نظر خودش رو بدونه شايد يه دلگرمي مضاعفي پيدا كنه...اگه هم خدايي نكرده شكست بخوره بهتر ميتونه با خودش كنار بياد كه حداقل تلاشش رو كرده.
اميدوارم موفق باشن.
البته اینهایی که شما می گید خوبه ولی خب عشق یه طرفه که معنی نداره. عشق دو طرفه باید باشه. نه اینکه یکی به خاطر اینکه عاشقه زیر بار همه چیز بره و طرف منطقی برخورد کنه و به قول باران خانوم با هر شازده پسری راضی نباشه وارد زندگی بشه. مگر اینکه توقعات اون رو جواب بده. عشق ورزیدن به دختری که حتی نمی تونه منتظر یه نفر باشه و ممکنه در همین حین آماده کردن شرایط به کسی دیگه جواب مثبت بده، عاقلانه است؟

یه سوال خیلی منطقی من می خوام کمک کنم به دوستم. خود خانومها اگر چنین شرایطی داشتند (جاشون رو با دوست من عوض کنند) حاضر به صبری که ممکنه جواب قطعی هم براشون نیاره بودند؟

یه سوال خیلی منطقی من می خوام کمک کنم به دوستم. خود خانومها اگر چنین شرایطی داشتند (جاشون رو با دوست من عوض کنند) حاضر به صبری که ممکنه جواب قطعی هم براشون نیاره بودند؟