خدايا! عقيده ام را از دست عقده ام مصون بدار.
خدايا! به من قدرت تحمّل عقيده ي مخالف ارزاني کن.
خدايا! مرا همواره،آگاه و هوشيار دار،تا پيش از شناختن درست و کامل کسي يا فکري-مثبت يا منفي- قضاوت نکنم.
خدايا! جهل آميخته با خودخواهي و حسد،مرا،رايگان،ابزار قتاله ي دشمن،براي حمله به دوست،نسازد.
خدايا! شهرت مني را که مي خواهم باشم،قرباني مني که مي خواهند باشم ،نکند.
خدايا! خودخواهي را چندان در من بکش،يا چندان برکش،تا خودخواهي ديگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.
خدايا! مرا به ابتذال آرامش و خوش بختي مکشان،اضطراب هاي بزرگ،غمهاي ارجمند و حيرت هاي عظيم را به روحم عطا کن،لذّت ها را به بندگان حقيرت بخش و دردهاي عزيز بر جانم ريز.
خدايا! مرا از فقر ترجمه و زبوني تقليد نجات بخش تا قالبهاي ارثي را بشکنم،تا در برابر قالب ريزي غرب،بايستم وتا – هم چون اين ها و آن ها- ديگران حرف نزنند و من فقط دهنم را تکان دهم.
خدايا! بر اراده،دانش،عصيان،بي نيازي،حيرت،لطافت روح، شهامت و تنهايي ام بيفزاي.
خدايا! در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهي ميکشاند،مرا،با نداشتن و نخواستن،رويين تن کن.
خدايا! به هر که دوست ميداري بياموز که عشق از زندگي کردن بهتر است و به هر که دوست تر ميداري،بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است.
خدايا! به من توفيق تلاش،در شکست؛صبر،در نوميدي؛رفتن،بي همراه؛جهاد،بي سلاح؛کار،بي پاداش؛فداکاري،درسکوت؛دين، بي دنيا؛مذهب،بي عوام؛عظمت،بي نام؛خدمت،بي نان؛ايمان،بي ريا؛خوبي،بي نمود؛گستاخي،بي خامي؛مناعت،بي غرور؛عشق،بي هوس؛تنهايي،در انبوه جمعيّت؛دوست داشتن،بي آنکه دوست بداند؛روزي کن.
خدايا! به من زيستنس عطا کن که در لحظه ي مرگ، بر بي ثمري لحظه اي که براي زيستن گذشته است، حسرت نخورم و مردني عطا کن که بر بيهودگي اش سوگوار نباشم.
خدايا! چگونه زيستن را تو به من بياموز،چگونه مردان را خود خواهم آموخت.
خدايا! رحمتي کن تا ايمان، نام و نان برايم نياورد،قوتم بخش تا نانم را و حتي نامم را در خطر ايمانم افکنم؛تا از آن ها باشم که پول دنيا را مي گيرند و براي دين کار ميکنند،نه آنها که پول دين ميگيرند و براي دنيا کار ميکنند.
اي خداوند! به علماي ما مسووليت،به عوام ما علم،و به مومنان ما روشنايي و به روشن فکران ما ايمان، و به متعصبين ما فهم و به فهميدکان ما تعصب،و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف،و به پيران ما آگاهي،به جوانان ما اصالت،و به اساتيد ما عقيده،و به دانشجويان ما نيز عقيده و به خفتگان ما بيداري و به بيداران ما اراده،و به مبلغان ما حقيقت و به دين داران ما دين،و به نويسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد،و به شاعران ما شعور و به محققان ما هدف،و به نوميدان ما اميد،و به ضعيفان ما نيرو،و به محافظه کاران ما گستاخي،و به نشستگان ما قيام و به راکدان ما تکان،و به مردگان ما حيات،و به کوران ما نگاه،و به خاموشان ما فرياد،و به مسلمانان ما قرآن و به شيعيان ما علي،و به فرقه هاي ما وحدت،و به حسودان ما شفا،و به خودبينان ما انصاف،و به فحاشان ما ادب،و به مجاهدان ما همّت تصميم و استعداد فداکاري و شايستگي نجات و عزّت ببخش.
"""استادشریعتی"""







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)