می بخشید ستاره خانم؛من 100% که نه، 1000% به سخن شما و نیکخواهی شما،آگاهم و بدان معترف . . . .
اما . . . اما به دید من باید که سفت و سخت به همین زندگی دنیوی (در زبان متدیان زاهد مرگ اندیش) چسبید و کاملاً زندگی کرد و کیف کرد و لذت برد.
از همه نعمات خداوندی در زندگانی بهره برد که اگر خوب زندگی کنیم این خودِ خودِ *هشیاری* است و مرگ را نیز در پیوستگی با زندگی با فراغ بال می پذیریم.زندگی زیباست و ارجمند.
ما،بیشتر مُردگی می کنیم تا زندگی؛ما،چون زندگی نکرده ایم از مرگ می ترسیم،که همانا چنان مست این علافیها و نادانیها هشتیم که تنها مرگ بیدارباش ما خواهد بودم.ردگان و روان آنها را باید گرامی داشت و به بیماران سر زد و آنان را تیمارداری نمود،اما کیف و لذت زندگی اصل است و اوقات را بیهوده هدر ندادن در انجام برخی کارهای بیهوده . . . .







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)