salam dustan,man taze ozv shodam enghad ehsase bi panahi kardam ke 2nbale
سلام دوستان، من تازه عضو شدم انقد احساس بی پناهی کردم به دنبال 1 راهنما و سنگ صبور تو نت می گردم. ببخشید اگه ماجرام طولانیه و سرتونو درد میارم.
من تک فرزند خانواده ای تحصیل کرده هستم که از نظر مذهبی خانواده معتقدی دارم.
و چون تک فرزندم حساسیت پدرم روم خیلی زیاده ، من ترم آخر هوافضا هستم و دانشگاه برای سال آخر تحصیل ما رو به مسکو اعزام کرده، من از پایان ترم اول دانشگاه با یک از هم کلاسیام دوست شدم
این فرد بزرگترین امتیازی که داشت این بود که حس می کردم آدم درستیه کسی که میتونم بهش تکیه کنم. چون اولین کسی بود که وارد زندگی من
شده بود و من کلا خیلی احساسی هستم به شدت بهش وابسته شدم، اون از اول قصد ازدواج داشت ولی من از ترس اینکه پیش خانواده ام کم نیاره و مخالفت کنن می خواستم خواستگاری رسمی تا زمانی که به یک سری حداقلها برسه و تعویق بیفته ، خلاصه این هر روز با هم بودنو ما تا جایی پیش رفت که خودمون حلقه دست کردیم، بالاخره خانواده ی من متوجه شدن و بنای مخالفت را بهه شدت گذاشتن، جوری که من دیگه احساس می کردم ارتباط گذاشته رو تو خونه ندارم، ناگزیر با توجه به ابراز علاقه شدیدش
بیشتر بهش وابسته شدم و همه زندگیم شد، پس به همون اندازه به رفت و آمد همه چیزش حساس شده بودم، جوری که الان می فهمم عذاب می کشیده، دو سال و نیم رابطه ما اینجور پر از عشقو دوست داشتن بود تا اینکه من فهمیدم با کسی دوست شده حدود 1 ماهی تقریبا قطع کردیم ولی بعد خودش پشیمون برگشت، بعد کمی تردید قبول کردمو باز شروع کردیم، 4 ماه خوب بودیم تا باز با کس دیگه ای دوست شد و لی این بار ابایی از گفتنش نداشتمو چون در مورد قبلی بهم گفته بود کاش نمی رفتی که از ناچاریو بی کسی به سیگار رو بیارم! تو که می دونستی با دنیا عوضت نمی کنم، این بار موندم این رابطش
حدود 9ماه طول کشید تمام این مدت من کنارش بودم ولی وقتی این تموم شد دیگه خیلی صمیمی نشدیمو از اون عشق آتشین خبری نبود! 1 سال مث دو تا دوست خوب با هم گذروندیم تا شهریور اومدیم مسکو خب زندگی اینجا برامون تا حدودی شبیه زندگی مشترک بود، تا سه ماه پیش از طریق نت با دختری دوست شد ولی این مدت من فهمیدم بر خلاف کارهاش واقعا دوستم داره. حالا زمزمه می کنه بریم ایران یعنی تیر ماه این رابطه تموم شه مگه اینکه کاری داشته باشیم با هم تماس بگیریم.حالا واقعا به نظرتون بعد 5 سال می تونه همچین کاریو بکنه؟
من متنشون رو ترجمه کردم به فارسی!! از فینگلیش!
گویا در مسکو نمی تونن متن فارسی تایپ کنن.









علاقه مندی ها (Bookmarks)