دوست خوبم خیلی ناراحت شدم .
به نظرم شما چند جا اشتباه کردید.
1.وقتی خواهرتون میرفت نباید ناراحتی تونو به طرف مقابلتون انتقال میدادید چون اون تا حدی شریک زندگی شما بود و دوست داشت برای شما بیشتر از خواهرتون اهمیت داشته باشه و با ارامش باهاش رفتار بشه حتی در شرایط بحرانی .چون در این مواقع است که انسانها همدیگرو میشناسند.
2.در مورد اون ÷رستار. بعضی از ÷رستار های خانم دوست دارند انترنها رو ناراحت کنند و این اولین بار نیست .شما نباید زود تحت تاثیر قرار میگرفتید. شما باید با دیدی دقیق تر طرف مقابلتون رو بررسی میکردید نه اینکه بر اساس گفته های یک شخص اونو مواخذه میکردید. البته ÷زشکی رشته حساسیه و ادم باید به شریک زندگیش از هر لحاظ اطمینان داشته باشه.
3. با ÷س دادن وسایل غرورشو شکستید و این برداشت میشه که براش ارزش قایل نیستید.
زیاد ناراحت نباشید همه انسانها اشتباه میکنن وشاید اشتباه های خیلی خیلی بزرگتر.
به نظر من شما دوباره به کار های گذشته تان فکر کنیدو ببینید ایا واقعا این فرد رو قبول دارید؟ایا بد بینیتون تموم شده؟و این همان فردی است که می خواهید؟ و کسی در زندگی اش نیست؟اگر جوابتان +بود سعی کنید در همان بیمارستانی که او هست کار کنید و با او کشیک باشید و در این مدت رفتارش را زیر نظر بکیرید و مثل قبل از اشنایی رفتار کنید البته کمی مهربان تر . ولی اگر نتوانستید او را ببینید فکر میکنم بهتر است برایش smsبفرستید و به عنوان یک همکار از حالش جویا شوید؟
این رفتار ها شاید نتیجه مطلوب شما را نداشته باشد ولی حداقل وجدانتان ارام میشود که شما تلاشتان را کردیدو نشد.
[/size] ناراحت نباشید شاید اینده شمارا کسی لایق تر خواهد ساخت. موفق باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)