طاهره جان حرفات خیلی به دل میشینه.آخه من تازه خودمو شناختم تازه فهمیدم کیم چیم چی می خوام باید چیکار کنم.خیلی لذت بخشه وقتی آدم از خودش به خالقش میرسه اونجاست که می فهمه چقدر با ارزشه.آره تو راست می گی ما هر کدوم برای مامریتی اومدیم.به وجود من نیاز است من هم به سهم خودم اومدم به همه بگم که بیایید تا وقت داریم عاشق باشیم از وجود خودمون از وجود داشته هامون حتی از وجود خاری در کنار گل لذت ببریم .خدا جون ممنونم ازت که کمکم کردی بشناسمت ممنونم ازت که این همه نشونه از خودت برام گذاشتی تا شناختت برام راحتتر بشه و با شناختنت طعم شیرین عاشقی رو بچشم.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)