به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 39

موضوع: با اینا...!

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 اردیبهشت 88 [ 09:08]
    تاریخ عضویت
    1387-9-12
    نوشته ها
    303
    امتیاز
    4,557
    سطح
    43
    Points: 4,557, Level: 43
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 29 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با اینا...!

    دوست عزیز سلام .
    تاپیکتو خوندم و نتونستم از کنارش بی تفاوت رد بشم . دوست خوبم تو نمی تونی اونا رو عوض کنی ولی میتونی خودت رو از تو جمعشون بکشی کنار . حتما هم نمی خواد یکدفعه باشه یواش یواش بکش کنار . هر دفعه یه بهانه بیار . دوست خوبم همنشین خوب داشتن توی زندگی آدمها خیلی موثر و بعضی وقتها رفتار و منش ادمهارو از روی دوستانشون میسنجند . پس سعی کن یواش یواش دور این رفاقت رو خط بکشی .

  2. #12
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 اردیبهشت 88 [ 10:09]
    تاریخ عضویت
    1387-5-31
    نوشته ها
    428
    امتیاز
    6,511
    سطح
    52
    Points: 6,511, Level: 52
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    80

    تشکرشده 79 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با اینا...!

    سلام آبجي
    دست شما درد نكنه همين ديگه از كنار تاپيك منم مثل بعضيا... مي خواستي بي خيال بگذري؟
    داداش گلمون چطوره؟ زندگي بروفق مراده؟
    فعلا اين تنها راه حله!!! اما اينا اين هفته طرف جور مي كنن بيارن خونه ي ما!!!
    نمي خوام كار به جايي بكشه بگم نميشه!!!
    موفق وشاد باشيد.
    ياعلي

  3. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    نوشته ها
    1,249
    امتیاز
    16,138
    سطح
    81
    Points: 16,138, Level: 81
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 212
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,122

    تشکرشده 8,125 در 1,482 پست

    حالت من
    Vaaaaay
    Rep Power
    143
    Array

    RE: با اینا...!

    سلام برادر خوب:
    عجب ماجرایی گیر کردید ها ....
    ولی به نظر من دوستان توی پاسخ هاشون به شما بسیار راهنمایی های خوبی کرده اند تنها باید بخواهید....البته من با نظرتون که گفتید نه دروغ می خواید بگید و نه می تونید کلاستونو عوض کنید تا حدی موافقم ولی برادر خوبم راه حل ها همینه ..هرچند من اگر جای شما بودم تا می فهمیدم این طوری هستند 2 تا داد می زدم سرشون و خودمو چه ناراحت بشن چه نشن از توی این برنامه خلاف عرف و شرع می کشیدم بیرون....آیا به نظر شما ناراحت شدن این افراد از دست شما اصلا ارزشی داره؟اینها آدمهای با ارزشی نیستن که شما بخواین به خاطر ناراحت نشدن اونا آنقدر روحتون رو اذیت کنید....این طور کم کم اذیت میشید و خیلی سخت میشه...
    من در این مورد طرفدار مرگ یک بار شیون یک بارم......
    آدم باید برای افرادی که ارزش دارن و دوستایی که موجب تعالی شخصیت ادم میشن وقت صرف کنه و بهشون بی احترامی نکنه...البته من نمی گم بی احترامی کنین....خیلی راحت بگید بچه ها من نمی تونم به این دوستی ادامه بدم چون فکر می کنم هدف هامون تو زندگی یکی نیست و بهتره دورتر از هم باشیم.بگید من نمی گم کار شما بده ..من بدم ولی نمی تونم.....خیلی سخت نیست فقط باید بخواید....
    حتی به نظر من اون کلاس کامپیوتر انقدر ارزش نداره ....اگر هیچ کدام رو نمی پسندید از اون کلاس بیرون بیاین و جای دیگه نام نویسی کنید و هیچ هیچ کاری بهشون نداشته باشید(اگر واقعا از ته دل می خواید)
    آیا یک کلاس کامپیوتر آنقدر ارزش داره که لوح سفید روحتونو لکه دار کنه؟
    در مورد اینکه می خوان کسی رو هم بیارن محکم محکم محکم بگید نه......
    اصلا سخت نیست دوستایی که شما رو به خاطر خونه تون بخوان ارزشی ندارن......
    جواباتونو به پاسخ دوستان دیدم...به نظر من کمی دارید در مقابل صحبت دوستان مقاومت نشون می دید دوست من حرف بچه های تالار رو گوش کن و همین امروز خودتو از این رابطه با یک نه محکم بکش بیرون............
    نتیجه رو اطلاع بدید...
    من مطمئنم شما که آنقدر محکمید اگر بخواین می تونید سریع از این رابطه خلاص بشید....
    موفق باشید....

  4. کاربر روبرو از پست مفید سارا بانو تشکرکرده است .

    سارا بانو (یکشنبه 30 فروردین 88)

  5. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: با اینا...!

    سلام
    برادر گرامی mke عزیز
    اگه از دوستی با اونا لذت نمی برین و رفتارها و کارهای اونا براتون زجراور بهتر به هر بهانه ای شده ازشون فاصله بگرین
    با شناختی که توی صحبت ها و حرفهاتون تو تالار از شما دارم اینو میدونم که بسیاری از رفتارهای آنها در شآن شما نیست
    همین که می خوان از موقعیت خانه ی شما به نفع خودشون استفاده کنن یعنی اینکه تو رابطه ی دوستی با شما دنبال سوده خودشونن
    ارتباط با جنس مخالف اصلا بد نیست شما می تونین یه دختر خوب رو به عنوان همراه و یار خودتو انتخاب کنین و کم کم از باهاش آشنا بشی عاشقش بشین و از کنارهم بودنتون لذت ببرین نه اینکه دیدتون روی جنس مخالف فقط این چیزی باشه که دوستاتون دارن تجربه می کنن
    موفق و پیروز باشین

  6. #15
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 اردیبهشت 88 [ 10:09]
    تاریخ عضویت
    1387-5-31
    نوشته ها
    428
    امتیاز
    6,511
    سطح
    52
    Points: 6,511, Level: 52
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    80

    تشکرشده 79 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با اینا...!

    نقل قول نوشته اصلی توسط rsrs1380
    سلام برادر خوب:
    عجب ماجرایی گیر کردید ها ....
    ولی به نظر من دوستان توی پاسخ هاشون به شما بسیار راهنمایی های خوبی کرده اند تنها باید بخواهید....البته من با نظرتون که گفتید نه دروغ می خواید بگید و نه می تونید کلاستونو عوض کنید تا حدی موافقم ولی برادر خوبم راه حل ها همینه ..هرچند من اگر جای شما بودم تا می فهمیدم این طوری هستند 2 تا داد می زدم سرشون و خودمو چه ناراحت بشن چه نشن از توی این برنامه خلاف عرف و شرع می کشیدم بیرون....آیا به نظر شما ناراحت شدن این افراد از دست شما اصلا ارزشی داره؟اینها آدمهای با ارزشی نیستن که شما بخواین به خاطر ناراحت نشدن اونا آنقدر روحتون رو اذیت کنید....این طور کم کم اذیت میشید و خیلی سخت میشه...
    من در این مورد طرفدار مرگ یک بار شیون یک بارم......
    آدم باید برای افرادی که ارزش دارن و دوستایی که موجب تعالی شخصیت ادم میشن وقت صرف کنه و بهشون بی احترامی نکنه...البته من نمی گم بی احترامی کنین....خیلی راحت بگید بچه ها من نمی تونم به این دوستی ادامه بدم چون فکر می کنم هدف هامون تو زندگی یکی نیست و بهتره دورتر از هم باشیم.بگید من نمی گم کار شما بده ..من بدم ولی نمی تونم.....خیلی سخت نیست فقط باید بخواید....
    حتی به نظر من اون کلاس کامپیوتر انقدر ارزش نداره ....اگر هیچ کدام رو نمی پسندید از اون کلاس بیرون بیاین و جای دیگه نام نویسی کنید و هیچ هیچ کاری بهشون نداشته باشید(اگر واقعا از ته دل می خواید)
    آیا یک کلاس کامپیوتر آنقدر ارزش داره که لوح سفید روحتونو لکه دار کنه؟
    در مورد اینکه می خوان کسی رو هم بیارن محکم محکم محکم بگید نه......
    اصلا سخت نیست دوستایی که شما رو به خاطر خونه تون بخوان ارزشی ندارن......
    جواباتونو به پاسخ دوستان دیدم...به نظر من کمی دارید در مقابل صحبت دوستان مقاومت نشون می دید دوست من حرف بچه های تالار رو گوش کن و همین امروز خودتو از این رابطه با یک نه محکم بکش بیرون............
    نتیجه رو اطلاع بدید...
    من مطمئنم شما که آنقدر محکمید اگر بخواین می تونید سریع از این رابطه خلاص بشید....
    موفق باشید....
    سلام آبجی
    ببین خواهرم شاید شما اینطور با دوستانتون رابطه داشته باشید اما من و اونها و اصلا کلیه ی دوستام نمی تونیم اینطور رک بگیم تمومه!! خیلی بهمون برمی خوره . اگه تو دعوا با هم تموم کنیم خیلی خیلی بهتر از این حرفیه که شما می گی!
    من 2 ماهه میرم کلاس حالا بزارم برم؟! ما تقریبا 1ماهه دوستیم!
    راجع به خونه هم باید بگم جدیدا من گفتم که من معمولا این موقع ها تنهام و حوصلم سر میره و کاملا بی منظور گفتم که اونام فرصت رو غنیمت شمردن و ...
    اما قطعا (انشاءالله) اجازه ی خونه اومدن رو نمی دم!
    موفق و شاد باشید.
    یاعلی

    نقل قول نوشته اصلی توسط bloom
    سلام
    برادر گرامی mke عزیز
    اگه از دوستی با اونا لذت نمی برین و رفتارها و کارهای اونا براتون زجراور بهتر به هر بهانه ای شده ازشون فاصله بگرین
    با شناختی که توی صحبت ها و حرفهاتون تو تالار از شما دارم اینو میدونم که بسیاری از رفتارهای آنها در شآن شما نیست
    همین که می خوان از موقعیت خانه ی شما به نفع خودشون استفاده کنن یعنی اینکه تو رابطه ی دوستی با شما دنبال سوده خودشونن
    ارتباط با جنس مخالف اصلا بد نیست شما می تونین یه دختر خوب رو به عنوان همراه و یار خودتو انتخاب کنین و کم کم از باهاش آشنا بشی عاشقش بشین و از کنارهم بودنتون لذت ببرین نه اینکه دیدتون روی جنس مخالف فقط این چیزی باشه که دوستاتون دارن تجربه می کنن
    موفق و پیروز باشین
    سلام خواهر گلم
    بله من وقتی عصرا از اون خیابونه... رد میشیم احساس بدی دارم، چون اون موقع فقط پسر دخترا میان اونجا!!!! اما من اگه تنها باشم 1متر از اون خیابون رو هم با پا گز نمی کنم!!!
    اصلا رفتارشون در شان من و اونها نیست من شخصا فک نمی کردم اینا سنشون 26 و 23 باشه! اینقدر از نظر اخلاقی بچه نشون میدن! من فک می کردم 20تا22هستن!!!
    راه حل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ببینید یکی به من گفت با این راه حلا نمی تونی کاری کنی پس می خوای چیکار کنی؟
    عزیزان اگه مسئله ساده بود که من نمیومدم اینجا بگم!
    موفق وشاد باشید.
    یاعلی

  7. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 شهریور 88 [ 22:42]
    تاریخ عضویت
    1387-10-03
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    3,171
    سطح
    34
    Points: 3,171, Level: 34
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 6 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با اینا...!

    مسئله ساده است برادر عزیز شما خیلی پیچیده اش می انگارید .

    مگه به قول دوستان یک رابطه ی دوستی که نه تنها منفعتی براتون نداره بلکه باعث میشه خودتون و شخصیت و حتی تمام عمرتون رو تباه سازید چه ارزشی میتواند داشته باشد که شما این همه برای نجات خود صبر می کنید ؟

    شما اگه الان به خاطر رفاقت و اینگونه مسائل در گفتن یک کلمه ی نه اینطوری گیر افتادید فردا که خدای نکرده با وجود تداوم دوستی با انها توی شرایط سخت تری قرار گرفتید چطور میخواید در برابر پیشنهادات شیطانی دوستانتون مقاومت کنید .

    در ضمن مگه یه انسان چقدر در برابر خواسته های نفسانیش میتونه مقاومت نشون بده ؟ فکر می کنید همیشه میتونید به این راحتی به جدایی با دوستان بد و یا حتی دست به سر کردنشون فکر کنید؟

    بنابراین انها را رها کنید حتی اگر هیچ دوست دیگری نداشته باشید یا نتوانید بیابید .

    همانطور که پیامبر اکرم (ص) فرمودند :

    الجليس الصالح خير من الوحدة و الوحدة خير من جليس السوء
    همنشين خوب بهتر از تنهايى است و تنهايى بهتر از همنشين بد

    شما که خود می دانید نمی توانید انها را تغییر داده و به راه راست هدایت کنید پس قبل از اینکه آنها شما را همرنگ خود کنند به صراحت از انها دوری کنید .چرا که نه تنها شما با توجه به سن و موقعیت خود بلکه هر شخص دیگری به خصوص در شرایط شما بود به شدت در این مورد آسیب پذیر می نمود .

    همانطور که به فرموده ی اميرالمؤ منين علی (ع ):

    احذر مجالسة قرين السوء فانه يهلك مقارنه و يردى مصاحبه .(60)
    دورى كنيد از همنشين و رفيق بد، به درستيكه او همنشين و رفيق خود را فاسد و هلاك مى كند.

    همچنین امام صادق (ع) می فرمایند :

    لا ینْبَغی لِلْمُؤْمِنِ أنْ یجْلِسَ مَجْلِساً یعْصَی اللهُ فیهِ وَ لا یقْدِرُ عَلیَ تَغْییرِهِ.
    سزاوار نیست مؤمن در مجلسی بنشیند كه در آن معصیت خدا می‌شود و او نمی‌تواند آن وضع را تغییر دهد.


    ضمن اینکه تلاش کنید دوست خوبی برای خود بیابید که نه تنها در صدد باشد که موجبات سقوط شما را فراهم کند بلکه شما را به خدا نیز نزدیکتر کند .

    همانطور که علی (ع ) می فرمایند : " پیوند دوستی با برادران دینی خود را محکم سازید که آنها ذخایر دنیا و آخرت هستند . "

    و در اخر به قول فردوسی شاعر :

    به عنبر فروشان اگر بگذرى

    شود جامه تو همه عنبرى

    و گر بگذرى سوى انگشت گر

    ازو جز سياهى نيابى دگر

  8. 2 کاربر از پست مفید ghazaleh* تشکرکرده اند .

    ghazaleh* (دوشنبه 31 فروردین 88)

  9. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 شهریور 88 [ 22:42]
    تاریخ عضویت
    1387-10-03
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    3,171
    سطح
    34
    Points: 3,171, Level: 34
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 6 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با اینا...!

    نقل قول نوشته اصلی توسط ghazaleh*
    ضمن اینکه تلاش کنید دوست خوبی برای خود بیابید که نه تنها در صدد باشد که موجبات سقوط شما را فراهم کند بلکه شما را به خدا نیز نزدیکتر کند .
    البته منظورم نباشد بود .

  10. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 88 [ 16:11]
    تاریخ عضویت
    1387-1-22
    نوشته ها
    192
    امتیاز
    4,425
    سطح
    42
    Points: 4,425, Level: 42
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 125
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    188

    تشکرشده 191 در 101 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با اینا...!

    سلام دوست عزیز

    به نظر من شما هر راهی که دوستان جلوی پاتون میذارن رو یه جور رد می کنین یا کار خودتونو توجیه می کنین. بهتره لااقل یکیشو امتحان کنید تا ببینید نتیجه ش چی میشه. ضرر نداره که دوست عزیز. اینقدر نا امیدانه و پیچیده و سخت به مشکلتون نگاه نکنید و با اراده ومحکم و با جسارت قدم به جلو بردارید و راه حل های خوب دوستان رو امتحان کنید. انگار مگه حالا اونا چه شخصیتهای مهمی هستن که شما نه می خوای بهشون دروغ بگید نه ناراحتشون کنید نه بهشون نه بگید و نه یکدفعه ای ازشون دل بکنید. اینقدر دودل وشکاک نباشید و با اطمینان ومصمم قدم بردارید. شما که دوست عزیز یه تجربه ی بد از دوست ناباب داشتید چرا براتون درس عبرت نشد و بدون درست شناختن اونها باهاشون دوست شدید و پاتون دوباره رفت تو چاه. آدم عاقل پاش دوبار تو یه چاه نمی ره وبا هرکس وناکسی زود دوست و صمیمی نمیشه. کمی تدبیر به خرج بدید دوست عزیز و عاقلانه و درست قدم بردارید ودر مقابله وترک چنین افرادی درنگ نکنید و عجله به خرج بدید. وگرنه هرچی بیشتر محتاط باشید وامروز وفردا کنید وبهونه بیارید پاتون بیشتر تو این مرداب لجن الود فرو میره و اونوقته که دیگه کار از کار گذشته و خودتون هم پشیمون خواهید شد که چرا همون اول خودتونو از شر اینا خلاص نکردید.
    موفق باشید
    شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
    تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
    تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...

  11. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 آبان 91 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1387-5-30
    نوشته ها
    535
    امتیاز
    9,023
    سطح
    63
    Points: 9,023, Level: 63
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    450

    تشکرشده 476 در 164 پست

    Rep Power
    71
    Array

    RE: با اینا...!

    سلام
    ببينيد دوست عزيز ، ميخوام تجربه ي فرديم رو در رابطه با دوست ناباب بهتون بگم :
    يادمه زماني كه سال اول دبيرستان بودم ، تازه ميخواستم مستقل شدن رو ياد بگيرم ، قبل از اون مادرم همه كارهاي مربوط به بيرونم رو برام انجام ميداد ولي وقتي دبيرستان بودم كارهامو سپرد دست خودم.
    قرار بود ثبت نام كنم براي سرويس رفت و آمد مدرسه ، ولي يك كلام بگم خيلي بي عرضه بودم و اين يك كار ازم برنيومد ، با اينكه راه مدرسه تا خونه طولاني بود و پياده حدودا نيم ساعت طول ميكشيد ، چون توانايي نداشتم كه برم دنبال كارهاي سرويس مدرسه و روم نميشد و كلا تا حالا ازين كارها نكرده بودم، دوتا دوست پيدا كردم كه مسيرشون با من يكي بود !!!!
    از همون اول به نظرم دخترهاي شيطوني ميومدن ولي بد به نظر نميومدن و ميشد باهاشون همراه شد !!! بعد از حدود سه چهار ماه هم يه دختر ديگه باهامون همراه شد كه به نظر دختر خيلي خوبي ميومد( البته از نظر ظاهر )
    بهت بگم كه توي اين راه كه ما هر روز ميرفتيم و ميومديم ، اينها چيكار ميكردن ؟؟؟ حتي به پسرها هم متلك ميگفتن ، نميدوني كه من توي اين راه چقدر اذيت ميشدم ولي روم نميشد بهشون بگم از اين كارها نكنين يا من نميخوام باهاتون بيام !!! مثل شما بودم
    اينو بگم كه آخرش شماره تلفن منزلمون ، رفت دست يه پسره ! لو دادن كه شماره ي خونه ي مارو يكي از همين سه تا دوستام به اون پسره داده بودن !! پسره بهش گفته بود كه شماره ي اين خانم رو به من بده و من ازش خوشم اومده ، اين دختره هم همه اطلاعات منو به اون پسر ( كه البته فاميلشون هم ميشده ) گفته بود. هر روز يه گروه پسر دنبالم راه ميوفتادن كه هم اسممو ميدونستن و هم شماره تلفنمونو!!! آسايش نداشتم از دستشون !!! روزانه ، چندين بار تلفن خونمون زنگ ميزد كه با رويا كار داريم ، اوايل يك نفر بود كه زنگ ميزد ولي بعدش وقتي ديد من اهل دوستي باهاش نيستم ، شماره ام پخش شد پيش دوستاش ، حالا هر دفعه يكي زنگ ميزد خونمون !! من از همون اول قضيه رو به مادرم گفتم و مادرم بهم اطمينان داشت
    ببين اين 6 ماه چه بلايي سرم آورد ، وقتي ديدم اينجوري نميشه ، براي سه ماهه ي آخر سال سرويس گرفتم !!

    ولي حتي وقتي سرويس هم داشتم اين پسرها ول كن نبودن ، صبح و بعد از ظهر جايي مي ايستادن كه سرويس مدرسه ميومد و من هر روزم با استرس سپري شد !! جالبه بگم كه در كل دوره ي دبيرستانم ، اين پسر ها همچنان اذيتم ميكردن !!! و فقط محدود به دوره ي اول دبيرستانم نميشه !!!و جالبه بدوني كه يكي از اين دوستان دخترم همسايه ي عموم بود ، يه بار كه عموم ديد كه من با اون دختره ميام و ميرم ، چند ماه بعد كه توي يك مهموني ، عمومو ديدم ،‌بهم گفت كه چرا با اين دختره مياي و ميري ؟ اون اصلا انسان درستي و نيست و خيلي حرف هم پشت سرشه !! جالبه بدوني كه همين دختر به پسر عموم گفته بود كه رويا تورو دوست داره و داره از عشق تو ميميره !!! ( من در دوران نوجواني يه علاقه اي به پسر عموم داشتم ولي هيچ موقع ابرازش نكردم، و فقط به دوستام گفتم من ازش خوشم مياد و از اون در برابر حرفايي كه دوستام پشت سرش ميزدن ، حمايت ميكردم )
    حالا ببين به خاطر يه رودربايستي ، چه بلاهايي به سرم اومد ؟؟؟؟؟
    اگه از همون اولي كه ديدم اونها اينچنين آدمهايين ، راهمو ازشون جدا ميكردم يه با يك سري ديگه ميرفتم ، اگه اينقد رنميترسيدم از اينكه بهشون بربخوره و ناراحت بشن !! الان نه آبروم پيش عموم و پسر عموم رفته بود ، نه شماره منزلمون دست آدم هاي ناجور ميافتاد ، نه مجبور بودم سه سال ، چوب 6 ماه رو بخورم !!!
    و هر كسي هم كه من رو با اونها ميديد فكر ميكرد من هم از همون قماشم !!! يعني حتي در اين حد هم دوست ميتونه تاثير گذار باشه !!!
    ولي يكي از دوستان خوب گفته بود كه ، اگه يه شخصي رو ميخواي بشناسي ببين دوستاش كين ! پس سعي كنين دوستاني رو انتخاب كنين كه در شان و شخصيت خودتون باشن

    ديگه ميل خودتونه كه چيكار ميكنين يا كدوم راه حل رو انتخاب ميكنين

    من بلاخره سرويس گرفتم ولي به چه قيمتي ؟ به قيمت اينكه شخصيتم توي اين مدت 6 ماه زير سوال رفت و آبرويي كه تا اون موقع حتي يك ذره هم خدشه دار نشده بود ، به بازي گرفته شد !! شما هم بلاخره يه روز مجبورين كه نه بگين ، ولي مهمه كه اين زمان نه گفتن كي باشه ، فقط مواظب باشين كه مثل من دير اقدام نكنين
    موفق باشين

  12. #20
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 اردیبهشت 88 [ 10:09]
    تاریخ عضویت
    1387-5-31
    نوشته ها
    428
    امتیاز
    6,511
    سطح
    52
    Points: 6,511, Level: 52
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    80

    تشکرشده 79 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با اینا...!

    سلام
    من راحت ميگم نه! فقط تو اون مورد خونه بله گفتم چون يه لحظه با خودم گفتم شايد نتونن جور كنن غافل از اينكه پيشاپيش جور شده! قطعا من يكي از دو رها زير رو پيش ميگيرم!
    1)با رفتار و فقط رفتار يا درستشون مي كنم يا كاري مي كنم كه جلو من آدم باشن.
    2)كلا قطع مي كنم و تا اونجا كه ممكنه با نهايت احترام.
    فعلا دارم راه1رو پيش ميگيرم! من دنبال راه حل مناسبم، راه حلي كه با تفكر بدست اومده باشه، نه هر راه حلي كه به ذهن خودمم ميرسه!
    حرفاتون و خاطراتتون خيلي كمك كرد اما باز مجبورم كرد خودم دنبال راه حل مناسب بگردم!
    از عزيزاني كه يواشكي كمك كردن هم ممنونم.
    موفق و شاد باشيد.
    ياعلي


 
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.