سلام بر دوست عزیز و گرامی....به تالار همدردی خوش آمدید..
خوب همان طور که خودتان اشاره کردید در طول زندگی روی پای خود ایستاده اید و سعی کردید در برابر مشکلات کم نیاورده و حتی مشکل زود عصبانی شدنتان را هم بسیار خوب حل کرده اید....و از طرفی هم دارای شغل مناسب هستید و طعم مسولیت را چشیده اید و می دانید کار و زندگی چیست....
خوب اگر تا حال روی پای خود ایستاده اید از این به بعد هم می توانید....
راستش از نحوی زندگی شما بسیار خرسند شدم.....خوب هست جوانی تا این حد کامل باشد....و وابسته دیگری نباشد.....همین عدم وابستگی یکی از دلایل موفق بودن در زندگی مشترک هست...
دوست خوبم همان طور که دانستم شما مشکلی از لحاظ اداره یک زندگی ندارید.... پس از چه می ترسید...چرا دودل هستید..؟.بله دست هست ازدواج بسیار دشوار است و چه جوان هایی که طعم تلخ جدایی و طلاق را نکشیده اند...
می دانم ازدواج در این دوره و زمان بسیار دشوار است اما چون شما هم انگیزه و هم امکانات ازدواج را دارید .....پس باید با خود خلوت کنید و همه جوانب را بسنجید و یک تصمیم منطقی بگیرید...
اما اگر با خود کنار نیامدید......و دودل بودید هرگز به خواستگاری او نروید...حتی اگر از دستش بدهید....








علاقه مندی ها (Bookmarks)