با درود؛
بنده با نظر سورنا خان کاملاً موافقم.البته این یک شق ماجراست،زیرا سخن خودم نیز شق دیگر آن است:یعنی احتمال سرکارگذاری این فرد و مذکر بودنش هم می رود.
در ضمن جناب مدیر نوشتار دو سه خطی ایشان و بدون هیچ مقدمه ای و در عین رضایت از زندگی طالب خواستگاری رفتن همسر بودن درست مانند این است که یکی بیاید در تالار و بگوید:
من از دست دوستم ناراحتم.هر چند که در ته دل او را دوست دارم و از او زیاد بدی ندیده ام،اما می خواهم با چاقو او را بزنم یا با کلت به او در تاریکی شلیک نمایم.اگر هم بشود از خودش بخواهم که چاقو و کلت را برداشته و خودش به خودش آسیب بزند.دوستان گرامی نظر شما چیست؟!!
اگر هم قاشقی را روی اجاق گاز داغ نموده و به لبهایش بچسباند،بهتر می شود،باز هم می گویم که من واقعاً از ته دل او را دوست دارم،اما با اینکه از او راضی ام باید این کار را بکند،اگر می شود من را راهنمایی نمایید که چگونه به او تفهیم کنم که خودش این کار را بکند!!!!!
بدرود./








علاقه مندی ها (Bookmarks)