با سلام
اولین مساله ای که در این بین پیش خواهد آمد، بعد از گذشت مدتی از رابطه، پسر و دختر به یکدیگر کشش جنسی پیدا میکنند. البته این کشش امری کاملا طبیعی محسوب میشود، چون در مقوله ازدواج بایست و باید طرفین نسبت به یکدیگر کشش جنسی داشته باشند.
مساله دیگر عقل تحت شعاع احساسات قرار میگیرد و پس از گذشت مدت زمان قابل قبولی از رابطه فرد توان تصمیمگیری را از دست خواهد داد. به نوعی که کشمکشهای درونی - خصوصا در جنس مذکر - به ناهنجاریها و ناسازگاریهای بیرونی مبدل میشود. از قبیل پرخاشگری، افت تحصیلی، افسردگی، گوشه گیری و ...
موضوع دیگر فلسفه تولد رابطه هاست. پسر و دختر به دلایل متعدد از بسیاری ناهنجاریهای خانوادگی - بالاخص شکاف فرهنگی نسل دوم و سوم - به خیابان، اینترنت، دانشگاه و یا مکانی دیگر اصطلاحا پناهنده شده، و در صدد یافتن فردی است که کمبودهای وی را جبران سازد سرگردان میشوند. آیا این دو نفر زوج خوشبختی خواهند بود؟!
از طرفی دیگر اکثریت پسران در پی رفع نیاز جنسی و اکثریت دختران در پی یافتن منبعی از مهر و محبت و احساسند. که در زندگی مشترک به اصطلاح کوچه بازاریان این بده بستون به سهولت انجام میپذیرد ولی در جامعه کنونی بدور از هر گونه تعصبات مذهبی، آیا این امر ممکن میشود؟
در انتها
صلاح مملکت خویش خسروان دادنند








علاقه مندی ها (Bookmarks)