azi-loyal گل درود بر شما؛
ببینید شما می گویید که اگر به مادرتان بگویید ایشان گریه می کنند و هنگامی که به خواهر متأهل و دور از خودتان گفته اید،ایشان نیز مدام زنگ می زند و شما را *آزار* می دهد.
شاید ده ها بار این مورد با اندکی پس و پیش از سوی بسیاری از دختران و پسران جوان بیان شده است . . .
می دانید،خدا شما را خیلی دوست دارد که این تالار را پیش چشم شما آورده است . . .چرا؟؟؟چون بارها و بارها به شما و همه آن دوستان گفته ایم که بابا جان این گونه ای علاقه شدید است که حتی اگر هم عشق باشد،عش است نه عشق و ناقص است.باید بسیاری از شرایط دیگر نیز مهیا باشند تا شما دو تا با هم ازدواج کنید.
امیدوارم،دلگیر نشوید،اما شما در این سن و همه دختران دچار نشانه های شدید احساسی هستید و احساس شما بر خردتان چیرگی دارد.
چرا خواهرتان شما را به قول خودتان اندرز می دهد؟؟براسی چرا؟؟؟گیریم که شما یک دل که نه،صد دل عاشق همید . . .
آیا آن آقا با این مخارج کمر شکن می تواند هزینه زندگی را متقبل گردد؟؟؟آیا اختلاف تحصیلات شما دو تن باعث اختلاف در زندگی نمی شود؟؟؟؟
در نوشتار پسین بیشتر با هم حرف خواهیم زد؛؛؛بدرود.