به: آیا من واقعا خوشبختم؟
سلام دوست عزيز.خيلي خوبه كه درد ودل كردي و حرفاي دلت رو گفتي،گاهي در ميون گذاشتن دردها با ديگران كمي از بار سنگينش كم ميكنه.خيلي زود هستش كه بخواي نا اميد بشي،اكثر پسرهاي اطراف من بعد از سن 20 سالگي رفتن دانشگاه،مثلا داداش خودم 22 سالگي رفت دانشگاه و برادر شوهرم 24 سالگي،پس ذره اي فكر نكن كه دير شده و از پسش بر نمياي،مخصوصا الان كه ظرفيتهاي دانشگاه زياد شده قبولي در دانشگاه سراسري مثل قبل دور از انتظار نيست،فقط تصميم قاطع بگير و كوتاه نيا،ميدونم خيلي مشكل داري و خيلي سختي كشيدي اما براي رهايي از مشكلاتت بايد از يه جايي شروع كني،اول سعي كن روحيه ات رو دوباره بسازي و بعد با آرامش بيشتري برو جلو،ميتوني از ساده ترين راه يعني كتاب خوندن شروع كني،وقتي كتاب "معمار سرنوشت خود باشيد" تونسته تاثير مثبت داشته باشه پس چرا دوباره امتحان نميكني؟كتاب از اين نوع زياده،من چند تا پيشنهاد دارم ميتوني از يكيش شروع كني.
سري كتابهاي به سوي كاميابي-آنتوني رابينز
حكايت آنكه دلسرد نشد-مارك فيشر
از حال بد به حال خوب_ديويد برنز
داشته ها و نداشته ها-جان گري
همه چيز با خدا ممكن است-م.حورايي
تجسم خلاق-مترجم:گيتي خوشدل
و...
اميدوارم موفق باشي.
\\/\\/\\/\\/___________________ به همین سادگی ، ثانیه ای مرد... قدر لحظاتت را بدان...
علاقه مندی ها (Bookmarks)