ميشه حدس زد كه شوهرتون از اينكه بقيه بهش توجه مي كنن و به حرفاش گوش ميدن، لذت مي بره و اين كار يه حس دروني اونو ارضا مي كنه. مثلا نياز توجه مادر به خودش رو. (هر كسي وقتي مي بينه كه مادر و پدرش از كاري كه ميكنه راضين، خوشحال و تشويق ميشه). شايد يه تنبيه كوچولو بتونه موثر باشه. مثلا وقتي كه ديگه شورش رو در آورد يه قهر كوچولوي نيم ساعته. (اين نظر شخصي منه و اصلا به شما پيشنهاد نمي دمم اونو انجام بدين)
اگه شما با محتواي كلام شوهرتون مشكل دارين، به نظر من راهش تشويق كردن اون به مطالعه بيشتره. در ضمن اگه احتمالا در صحبتاش از غيبت كردن يا مسخره كردن بقيه استفاده مي كنه، بهتره بهش بگيد كه اين كار از نظر اخلاقي (و مذهبي) اصلا درست نيست. به نظر من هم بهتره به صراحت بگيد كه از اين كار او رنج مي بريد.
شايد بهتر باشه شما هم توي بحثهاش شركت كنيد و اونو هدايت كنيد. مثلا هر وقت داشت به لودگي و مسخرگي كشيده مي شد، يه سوال در باره چيزي كه دوست دارين شوهرتون راجع به اون حرف بزنه بپرسيد. (البته نه خيلي تابلو كه همه بفهمن شما بحث رو عوض كردين ...)








علاقه مندی ها (Bookmarks)