سلام:
ني حديث راه پرخون مي كند قصه هاي عشق مجنون مي كند
محرم اين هوش جزبي هوش نيست مرزبان را مشتري جز گوش نيست
درغم ما روزها بيگاه شد روزها باسوزها همراه شد
روزها گررفت گو:رو ،باك نيست توبمان اي انكه چون تو پاك نيست
هركه جزماهي ،زابش سيرشذ هركه بي روزي است ،روزش ديرشد
************************
اي دواي نخوت و ناموس ما اي تو افلاطون و جالينوس ما
جسم خاك از عشق ،برافلاك شد كوه ،دررقص امد و چالاك شد
عشق ،جان طور امد ،عاشقا! طور،مست وخرّ موسي صاعقا
بالب دمسازخود گر جفتمي همچو ني من گفتني ها گفتمي
هركه اوازهمزباني شد جدا بي زبان شد ،گرچه دارد صدنوا








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)