نقاب و نجوای عزیزم از جوابتون ممنونم باید بگم که ازدواج منو شوهرم بسیار سنتی بود یعنی اونها خودشون منو انتخاب کردند حالا خوشبختانه اخلاق منو شوهرم با هم همخوانی زیادی دارد اما خب وقتی میبینه باباش اینقدر توی خونه حرفهاش خریدار داره و همه ازش میترسند خواه ناخواه روی اونهم اثر میذاره.البته پدرش با خواهراش و برادراش هم قهره . همه بچه هاش بخاطر اخلاق بدش ازش میترسند البته این فحش ها را تا حالا به دخترها یا داماداش نگفته فقط نصیب من بدبخت شد!!!پدرم با شنیدن این حرفها و فحشهایی که پشت سر خانواده مون داده گفت که دیگه باهاشون رفت و آمد نکنم منم دیگه نرفتم اما شوهرم از این قطع رابطه خیلی ناراحته میگه بعد از 3-4 سال قهری یکسال آشتی و دوباره قهری خیلی بده. اما این ناسزاها (که منو دختر بدکاره خطاب کرد) اعصابمو خرد کرده دلم میخاد جبرانش کنم البته اکثر آشناهامونم به بی ادبی اون معترفند.








علاقه مندی ها (Bookmarks)