سلام جناب آقا سنگتراش!
شما هیچ وقت به تاپیک من تو بخش روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی جواب ندادید! ومن فقط میخواستم بدونم دلیل روانشناسی اون ماجرا چه!ولی من همیشه سعی کردم جوابامو از مقاله هائی که میگذارید یا از جوابهائی که میدید برا بقیه بگیرم.و نمی دونوم شما به این رفتار چی میگید توجیه خودم یا پیدا کردن راه حله مسئله با توجه به تعریفی که از صورت مسئله تو زندگیم و تو ذهنم دارم؟؟؟
امروزم یه مقاله دربار افراد با حال خوب و حال بد از شما دیدم :آیا این درسته که آدمهائی که حال بدی دارن خیلی دوست دارن توجیه شکستهاشونو به زندگی شخص دیگه ای نسبت بدن و سعی دارن دیگرانو در این دام به ظاهر منطقی بندازن که ما چوب اشتباهمونو خوردیم ولی شما دارین همون رفتار اتباهو تکرار میکنید و اصرار داشته باشند شما را از مسیر درستی که دارید میرید منحرف کنن تا شما هم به همان یاس و بدحالی اونا دچار بشن و از اینکه میبنن شما هم به همون وضعیت شما دچار بشین در ظاهر احساس ناراحتی میکنن ولی در باطن راضی از اینکه کس دیگه ای هم مثل اونا دچار یاس و بد حالی شده باشه خوشحال بشن ؟؟/با توجه به اینکه تازگیها خبری در این مورد شنیدیم (از رسانه های عمومی )که تحقیقات علمی نشون داده انسانهای حسود به طور نا خودآگاه و از طریق یکسری دریافتهای مغزی از این حس آسیب رسانی و ضربه ای که حسدشون به دیگران میزنه شبیه همون احساس لذتی رو میکنن که از انجام یه کار خوب تو ذهن یه شخص مفید ایجاد میشه!
با اینکه این تاپیک مربوط به شخص دیگه ای ولی در صورت امکان راهنمائی بفرمائید!







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)