به نظر من مشكل در افراط و تفريطه.
خانمي رو در نظر بگيريد كه دائم داره قربون و صدقه شوهرش ميشه و فرصت نميده آقا هم ابراز عشق كنه. (منظورم آغاز گري در ابراز عشقه). معمولا خانمها خيلي در اين زمينه عجول هستند و انتظار دارند كه آقا به محض رسيدن به خونه اونا رو ببوسه. در حاليكه به نظر من مردا دوست دارند اين كار رو در فرصت مناسب انجام بدن، نه وقتي كه خسته و كوفته برگشتن به خونه ! حالا ده دقيقه، نيم ساعت، يك ساعت دير بشه. شما اگه اجازه بديد اون اينكار رو انجام ميده.
آخه مگه آدم براي چيزي كه داره مبارزه ميكنه؟ تلاش مي كنه؟ وقتي مرد خانومش رو هميشه كنار خودش ميبينه خوب چه انگيزه اي داره كه بره سراغش؟ آخه شما كه كنارش نشستين . . .
من دوس دارم وقتي مي رم خونه، خانمم رو ببينم كه يه گوشه نشسته و داره كتاب مي خونه يا تلويزيون نگاه مي كنه و اصلا به من محل نده (سلام و عليك خشك و خالي برام كافيه) منم برم لباسامو عوض كنم، دست و صورتم رو صفا بدم و برم كنار خانمم بشينم.
ولي اون همينجور بايد ساكت باشه و حداكثر به صورتم نگاه كنه و يه لبخند بزنه. اونوقت من كم كم غيرتي مي شم و ميگم اين رقيب من كيه كه زنم رو ازم گرفته . . . . و سعي مي كنم خانمم رو از چنگش نجات بدم و دوباره اونو تصاحب كنم. حالا وقتي تلويزيون رو خاموش مي كنم يا صداشو كم مي كنم يا كتابو از دستش مي گيرم، احساس قدرت و پيروزي مي كنم. احساس مي كنم كه زنم رو بدست آوردم. اونوقته كه مي بوسمش. به همين راحتي.
از طرفي وقتي هم به خانمها ميگن ناز كنن، اونا هم شورشو در ميارن ديگه !! همچين به شوهرشون كم محلي ميكنن . . .








علاقه مندی ها (Bookmarks)