سلام سید

گفتم که

من تمام هستي ام را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان آتش زدم كشتم
من بهار عشق را ديدم ولي باور نكردم يك كلام در جزوه هايم هيچ ننوشتم
من ز مقصدها پي مقصودهاي پوچ افتادم تا تمام خوبها رفتند و خوبي ماند در يادم
من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت بهارم رفت عشقم مرد یارم رفت
این بلا

باور کن استرسش از همه شیرین تر ولی بعد که موقعی که رد شدی ازش ( حال + OR - )
خوبه واسه انتخاب ولی به شرطی که اونهم تورو بخواد
من دوستی داشتم دوران پیش دانشگاهی خانمیکه اونم پیش دانشگاهی بود رو دید و پسندید حرف دلش رئ بهش زد و بعد خانم رفت دانشگاه دوستمون سال بعد رفت دانشگاه کاردانی خوند بعد رفت سربازی و خانم هم کارشناسی خوند اومدن دنبال کار و بعدشم ازدواج خیلی شیرین و خیلی ساده

من واقعا غبطه می خورم به این زندگی ....

ولی یک چیز عاشقی بده اگه شکستی دیگه دل بستن به دیگری سخت می شه خیلی سخت که می شی28 ساله وواگهمثل من ادم سر بزیری باشی کسی رو هم مد نظرنداری و باید به اجبار یکی رو انتخاب کنی دیگه
ولی من الان نظرم اینه که اول باید بشناسی بعد بسنجی در اخر که همه ok بود دوست داشتن و نهایت عاشقی ( تو اسلام هم تاکید عشق بعد از ازدواج شده )
چون عشق اول اجازه نمی ده که درست بشناسی و بسنجی
آدرس وبلاگم هم برات گداشتم :پیام خصوصیت رو چک کن