از شما دو دوست عزیز ممنون .
ولی آخه اون یه باری که خر شدم و حرف زدم همه چی خراب شد رفت .
من زیاد با مامانم صمیمی نیستم که بخوام در مورد اینجور چیزا صحبت کنم .کلاًم آدم کمرو و خجالتی هستم اصلا نمیتونم .تو رو خدا یه راهی جلو پام بذارید دیگه نمیتونم .من هرچه زودتر باید با مامانم حرف بزنم .همه فکر و ذهنم این موضوع شده نمیتونم به چیزی دیگه فکر کنم
یه عمر دعاتون میکنم به خدا