نقل قول نوشته اصلی توسط sepide1990
من از این میترسم که همه چیز برادرم دروغ از اب در بیاد
این اولین باری که پسری رو دوست دارم البته نوع دوست داشتن من خیلی متفاوته
این اقا نسبت به پسر های دیگه ای که دیدم فرق داشته خوشبختانه خیلی هم منطقی تنها مشکل رابطه ام با ایشون اینه که توی چت با هاش اشنا شدم
خیلی اصرار داشت هم دیگر رو ببینیم ولی من قبول نمی کردم تا 3 هفته پیش برای اولین بار تو عمرم رفتم سره قرار البته من نرفتم اون اومد شاید باورتون نشه ولی حتی نتونستم یه بار سرم رو بلند کنم و نگاهش کنم از خجالت داشتم اب می شدم پسر خیلی خوبی به نظر میاد بهش اعتماد دارم اصلا هم بهش شک ندارم حتی به قول دوستام یه بار هم امتحانش نکردم تا حالا نتونستم حتی یک بار ازش دروغی در بیارم می دونه از دروغ متنفرم
ولی حالا بعد داستان اقا ارمان ترسی وجودمو گرفته که داره مثل خوره روحمو می خوره نمی دونم چطور با این ترس هنوز بهش اعتماد دارم
فکرنکنید راحت به کسی اعتماد میکنم برعکس من گاهی اوقات به دوستای چندین سالم اعتماد ندارم ولی ... چیزی تو وجود این پسر باعث میشه راحت بهش اعتماد کنم
نمی دونم چی کار کنم میترسم خیلی می ترسم
سلام خانمsepide1990
پيشنهاد مي كنم همين حالا هدف اون آقا رو از دوستي با خودتون بدونيد!ببينيد چقدر با هدف شما نزديكه؟
كه اگر نبود من پيشنهاد نمي كنم ادامه داشته باشه.
موفق باشيد