من يه دور سريع همه نظراتو صحبت ها رو مرور كردم . سارا جان پدر من از مادرم 2 سالي كو چيكتره عمري كنار هم زندگي كردن . اما پسراي امروزي غلو گر ، دروغ گو، وابسته به مادر و پدر، ..... و و و ... اين حقيقتو قبول كنيم كه مرداني به اراده پدران ما، و وفادار نيستند. فقط ميخوان تو لحظه رويا پردازي كنند . البته از حضار و آقايان معذرت ميخوام و قصد توهين ندارم و لي واقعيت رو بايد قبول كرد .خانواده هاي ما غرق در سنت هاي غلط هستند. هيچ خديجه و هيچ حضرت محمد و هيچ كسي كه اونا رو الگو قرار بده ديگه نيست . فقط ظاهر دين و اسلام و گرفتيم . حقيقتو قبول كنيم كه ديگه عشق وجود نداره. پايبندي وجود نداره همه چي شده هوس حتس تو ازدواج هم سن كم مورد نظر شونه.فكر كنم منظورمو خوب فهميدين!