انسان در مرحله اول انسان است نه به قاره ای که در آن زندگی می کند توجه می کنم و نه به دین و آئینش . کنجکاوی خواهم کرد و با سئوال و جواب در مورد محل سکونت و آئین و آدابش از وی سئوال خواهم کرد ولی این دلیل نمی شود که بخواهم مدالی به وی بدهم و یا مدالی را از وی بگیرم . اما به مرور قطعا راههای شناسایی باز خواهد شد .
مسائل خصوصی افراد به من اصلا ربطی ندارد و تا زمانی که به من آسیب نرساند مهم نیستند . به شکل مثال من وجه اشتراک جنسی با یک همجنس گرا ندارم پس این مورد اصلا نه خوشحالم می کند و نه ناراحتم می کندو در نتیجه به من اصلا مسائل خصوصی افراد اینچنینی مربوط نیست اگر از اخلاقیات درستی برخوردار باشد ( برای من صداقت افراد خیلی مهم است ) قطعا با وی دوستی هم خواهم کرد بدون اینکه به حریم های شخصی یکدیگر وارد شویم .و اگر فردی با صداقت و از روی شهامت با صدای بلند( نه وقاحت ) این مسئله را با من در میان بگذارد که چنین مسئله ای دارد از وی به جهت صداقت و امین دانستن من ، تشکر هم می کنم و فکر می کنم تکلیفم با این آدم کاملا روشن است و حد و مرزها کاملا شاخته شده هستند .
و اما در مورد شرکتهای چند ملیتی ضمن احترام به آئین و مذهب و باورها و اعتقادات همکاران سعی می کنم بدون تعصب با آنها برخورد کنم و در حیطه کاری کاملا رعایت حالشان را بکنم و بیشتر با دیدگاه ها و ...... آشنا شوم و سعی هم خواهم کرد به عنوان یک ایرانی فراموش نکنم به غیر از مسئولیتهای کاری نماینده ی یک ملت هستم و صداقت و درستکاری من معرف شخصیت ملی و میهنی و مذهبی من خواهد بود .
دین را یک مسئله تعبدی می دانم و دین افراد هم از همان مسائلی است که اصلا به من مربوط نیست و مهم نیست که همکار و دوست من پیرو چه دین و مذهبی است تنها به باورهایش با تمام وجود احترام می گذارم حتی اگر باوری به راه و روش مذهبی اش نداشته باشم .
انسان بومی آفریقایی برایم جذاب و جالب است و سعی می کنم وی را کشف کنم . یک کمی قسمت پایانی پاسخ ام دردناک است . همشهری غریبه را دوست ندارم ، یعنی بیشتر دچار وحشت هستم و می ترسم و فکر می کنم که خیلی امکان دارد آدم خوبی نباشد . علت ترس و وحشت خود را هم می شناسم







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)