<html>
<head>
<meta http-equiv="Content-Language" content="en-us">
<meta name="GENERATOR" content="Microsoft FrontPage 5.0">
<meta name="ProgId" content="FrontPage.Editor.Document">
<meta http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=windows-1252">
<title>به كلبه تنهايي من خوش آمديد </title>
</head>
<body bgcolor="#C60000">
<div align="center">
<center>
<table border="2" cellspacing="1" style="border-collapse: collapse" width="77%" height="561" bgcolor="#FF0000" bordercolor="#FF0000">
<tr>
<td width="100%" bgcolor="#000000" height="65">
<p dir="rtl" align="center"><b><span lang="fa">
<font color="#FF0000" size="2" face="Tahoma">&nbsp;</font></span></b></p>
<p dir="rtl" align="center"><b><span lang="fa">
<font color="#FFFFFF" size="3" face="Tahoma">********* </font>
<font size="5" face="Impact" color="#FF0000">كلبه صفا و مهرباني تالار همدردي </font><font color="#FFFFFF" size="3" face="Tahoma">
*********</font></span></b></p>
<p dir="rtl">&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td width="100%" bgcolor="#000000" height="490">
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin:0 0.5cm; text-align: justify; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed; ">
&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin:0 0.5cm; text-align: justify; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed; ">
<b><span lang="AR-SA" style="font-size:8pt; line-height: 150%">


ای دوست ، ای مهربان ، ای یار، ای خدا ! اچه می شود. چه شوقی است دراندرون دلم که مرا به سوی تو می خواند. مرغ دلم هوای پریدن درسر دارد و طاقت آن ندارد که لحظه ای را بی یاد حضرت دوست سرکند. بی قرار و آشفته ام .

ای یار ! ای زیباترین مونس ! مرا آنی کمتراز آنی به خودم وامگذار.


دراندرون من خسته دل ، آوایی است که به یاد تو می نوازد . درنغمه طرب انگیز و شورانگیز زندگی ، این شوق وصال تو هست که ، راهها را بر من هموار می سازد.

مرا چه می شود امشب ! ! که آسمان چشمانم بارانی است . و آسمان دلم شهاب باران . به کجا بگریزم ای دوست ، ای زیباترین . به هرطرف که می نگرم تورا می بینم. درتمام دلتنگیهایم تو را می یابم . همه راههای زندگی ام به سوی تو ختم می شود. با نام توست که آرامش می یابم . شوق وصال تواست که فراق را برمن هموار می سازد. نگاه مهربان توست که شور زندگی را به من هدیه می نماید . دستان مهربان توست که مرا چنان کودکی به دنبال خود می کشد. به خودم می نگرم وبه سالهایی که پشت سرنهاده ام درتمامی راهها حضورتو ، ادامه مسیررابرایم هموارکرده است . این همه مهربانی ؟؟؟؟؟ این همه لطف ؟؟؟؟؟ من در ازای این همه محبتت چه برایت آورده ام ؟؟!!

کاش من نیزچون خورشید بودم. خورشید سوزان که حیات را ، برای همه هستی ، به ارمغان می آورد. من چه خوشبختم که زیبارو و مهربانی چون تورا دارم . هرصبح با خنده زیبای توست که چشمانم را به سوی هرچه لطف است می گشایم و تویی که بوسه های مهرت را به سوی من می بارانی . من دم گرم تو را آن هنگام که برلبهایم بوسه می زند ، حس میکنم.

کیست که تا این حد بتواند بامن مهربان باشد ؟ کیست که تا این حد بتواند به من نزدیک باشد ؟ حتی نزدیکترازمن به خودم!
پنجره نگاهم را به هرسمت که می گشایم تورا می یابم . تورا می ستایم . من عشق تورا ، با تمام نیازی که دارم به تومی ستایم .....

مرا بازگردان ! مرا ای به پایان رسانیده آغاز گردان

</table>
</center>
</div>
</body>
</html>