سلام محمد جان..به تالار همدردی خوش آمدی...
خوب می دانم شکستن دل یه چیزه و کنار آمدن با واقعیت یه چیز دیگه...تحمل هر دو سخته اما ممکنه.
ببنید دوست عزیز شما باید در اول به خود بقبولانید که هر کس حق انتخاب دارد چنانچه شما او را پسندیده اید او هم حق دارد کسی دیگر را بپسندد.
محمد جان کمی به نوشته های خود دقت کن شما نوشته اید (بهم گفت:عشقم تنهام گذاشتو رفت منم فکر کردم ازش متنفرم ولی الان...) خوب از این جمله این چنین بر می آید که اون خانوم شما را فقط برای پرکردن جای عشق قبلی خود می خواست نه اینکه به شما علاقه مند بود......او یک شکست را تجربه کرده بود و برای فرار از اثرات بد آن شکست درخواستتان را پذیرفته بود....
فرض کنید با او ازدواج می کردید فردی که هنوز با خودش کنار نیامده و احساسات خود را نمی تواند به شکل صحیح کنترل کند از کجا معلوم بعد ادواج هم دلش دوباره هوای یار(عشقش) را نکرد.
البته شما برادر برگتر بنده هستید و می بایست نسبت به سن خود دید وسیع تری را داشته باشید...
دوست گرامی شما هم بهتر است بجای فرار از واقعیت و دیدن نیمه خالی لیوان ....واقعیت را پذیرفته و با دیدن نیمه پر لیوان کمی فکر کنید و تمام جوانب را بسنجید و ببینید آیا جدایی شما بهتر نبود؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)